سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
جماعت اخوان المسلمين

جماعت اخوان المسلمين

جماعت اخوان¬المسلمين را مي¬توان مهم¬ترين جنبش اسلامي در جهان عرب طي قرن گذشته محسوب كرد. جنبشي كه حسن البنا در 1928 مصر پديد آورد، ايدئولوژي آن اسلام و در اصول سياسي و اجتماعي خواهان بازگشت به حكومت اسلامي در قرن هاي اوليه است. اين جماعت در زمان تأسيس و شكل‌گيري به عنوان جنبشي اسلام‌گرا در مقابل جريان‌هاي سكولار جهان عرب ظهور كرد. اساس و مبناي شكل‌گيري آن مبارزه با الغاي خلافت و جلوگيري از گسترش الگوي لائيك در جهان اسلام بود. در واقع، در شرايطي كه خلافت اسلامي در قالب امپراتوري عثماني در مركزيت جهان اسلام مضمحل شده بود و جريان‌هاي سكولار و ملي‌گراي عربي و تركي در حال رشد و عرض اندام بودند، حسن البنا با طرح دعوت اسلامي، جنبش جديدي را پايه‌گذاري كرد كه احياي مجدد خلافت در رأس امور و برنامه‌هاي سياسي آن قرار داشت و به همين دليل به كانوني براي جلب مسلمانان در داخل و خارج مصر تبديل شد. در حقيقت جنبش اخوان المسلمين را اصولاً بايد زائيده اوضاع سياسي و اجتماعي تاريخ معاصر مصر در پي رواج تفكر جدايي دين از سياست (سكولاريسم) در ميان روشنفكران و آهنگ احساسات ملي گرايانه براي اصلاح اين كشور در دوران اختناق بعد از انقلاب 1919 مصر بر ضد انگليس دانست. اهداف بنيان گذاران اين جنبش- به ويژه حسن البناء- از يك سو بر ايجاد تحول در اعتقادات اسلامي مسلمانان و بالاخص مصريان از حالتي ايستا و بي تحرك به سمت پويايي و حاكميت تعاليم شريعت بر زندگي اجتماعي و سياسي مصر و از سوي ديگر بر يگانگي مسلمانان در برابر استعمارگران غرب كه كشورهاي اسلامي را مورد تجاوز قرار داده بودند، دور مي زد. حسن البناء رهبر جنبش تلاش‌هاي خود را در سه مرحله «تبليغ»، «جذب و سازماندهي» و «مرحله عملي» آغاز نمود. اصولي كه حسن البناء بر آن اعتقاد داشت عبارت بودند از:1 ـ «اجتناب از جدال‌هاي مذهبي و فرقه‌اي» (از زماني كه جماعت تقريب بين مذاهب اسلامي تأسيس شد حسن البناء و ايت‌الله قمي در تأسيس آن سهيم بودند همكاري ميان اخوان‌المسلمين و شيعيان برقرار شد كه در نهايت به ديدار نوّاب صفوي در سال 1954م. از مصر منجر گرديد. حسن البناء در مراسم حج 1948 با ايت‌الله كاشاني ديدار كرد و ميان آنها تفاهم برقرار گرديد و برخي از دانشجويان شيعه كه در مصر تحصيل مي‌كردند به جنبش اخوان‌المسلمين پيوستند)؛ 2 ـ «سياست گام به گام»: در نگاه وي جنبش قبل از آن‌كه به هدف غايي خويش برسد، بايد اين مراحل را (تبليغ، بيان و تفسير؛ عمل و نتيجه‌گيري) را گام به گام طي نمايد؛ 3 ـ «استفاده از نيروهاي مختلف براي تحقق اهداف»؛ 4 ـ «برپايي حكومت اسلامي»: اخوان‌المسلمين حكومت را براي خود نمي‌خواهد، بلكه حامي كساني مي‌باشد كه بتوانند مسؤوليت حكومت را بر عهده بگيرند و قوانين قرآن را اجرا نمايند و اگر چنين فردي پيدا نشد، تشكيل حكومت يكي از برنامه‌هاي اخوان‌المسلمين خواهد بود؛ 5 ـ «مقاومت در برابر تجاوزگران». جنگ جهاني دوم و پيامدهاي مصر، روند تصاعدي نفوذ اخوان المسلمين را در مصر گسترش داد، تشكيلات اخوان المسلمين سازمان يافته‌تر و مواضع سياسي و ايدئولوژيك آنها منسجم‌تر گرديد. بعد از جنگ سازمان از وضع آشفتة حزب وفد استفاده نمود و خود را به عنوان سازمان انقلابي و مخالف نظام موجود معرفي كرد و پايگاه‌هاي توده‌اي حزب وفد را به سرعت تصرف كرد. بر اثر دسيسه‌ها و برخي اقدامات خودسرانه كه بعضي از افراد در سازمان عليه دولت انجام مي‌دادند، دولت در سال 1948م با سيزده مورد اتهام به سازمان در مورد فعاليت‌هاي تروريستي، توطئه عليه سرنگوني نظام سلطنتي مصر، جمع‌آوري مهمّات و... سازمان را منحل اعلام نمود و حسن البناء در توطئه‌اي سازمان يافته در فوريه 1949م ترور گرديد. اخوان‌المسلمين با توجه به رسالت فراكشوري خود كه به ويژه در مقابله با جهت گيري رو به گسترش ملي‌گرايي سكولار خلاصه مي شد؛ در مصر محدود نماند و به كشورهاي مختلف جهان عرب سرايت كرد و به تدريج در ساير كشورهاي عربي شكل گرفته و گسترش پيدا كرد. در اين زمينه دو مرحله را مي‌توان مشخص كرد. مرحله اول، رشد فزاينده توجه و تمايل به دنياي اسلام و به ويژه معضلات سياسي آن و درگيري مستمر با اين مشكلات؛ مرحله‌اي كه قبل از سال 1937 آغاز شده بود. مرحله دوم تاسيس شعب گوناگون اخوان‌المسلمين در خارج از مصر بود، به نحوي كه اين جنبش در حال حاضر در بسياري از كشورها بويژه در خاورميانه و شمال آفريقا، شاخه هاي اين جنبش فعال مي باشد.
گروه طالبان

گروه طالبان

طالبان به عنوان يكي از پديده‌هاي تاريخ معاصر افغانستان، در پي رقابت قدرت‌هاي بزرگ و پس از اشغال افغانستان توسط شوروي، در سال 1373 حكومت را در افغانستان به دست گرفت و با آموزش و حمايت‌هاي بي‌دريغ كشورهاي منطقه نظير پاكستان و عربستان سعودي تا سال 1380 در قدرت باقي ماندند. پس از اشغال افغانستان توسط شوروي در 7 دي 1357، مبارزان افغان به مبارزه عليه اشغالگران شوروي پرداختند و سرانجام نيروهاي ارتش سرخ در بهمن 1367 خاك افغانستان را ترك كردند. با خروج ارتش سرخ از افغانستان، ايالات متحده به قرارداد ژنو وفادار نماند و از مجاهدان افغاني به دليل رقابت و خصومت با شوروي حمايت كرد. بدين ترتيب افغانستان به ميدان رقابت قدرت‌هاي بزرگ در جنگ سرد تبديل شد. با پايان جنگ سرد و خروج شوروي از افغانستان و در پي تغييرات داخلي در پاكستان، اين كشور اقدام به تأسيس هزاران مدرسه ديني با گرايش سلفي ديوبندي كرد كه با حمايت كشورهاي عربي حوزه خليج فارس به ويژه عربستان همراه بود. نقش پاكستان در ايجاد، پرورش و حمايت از گروه افراطي طالبان كاملاً آشكار است. منافع ملي پاكستان در افغانستان نيز توسط گروه‌هاي دست‌نشانده پشتون كه در مناطق شمال غربي پاكستان و در مرز با افغانستان زندگي مي‌كنند، تأمين مي‌شود. زماني كه احزابي مثل حزب اسلامي حكمتيار ديگر نتوانستند خواسته‌ها و منافع پاكستان را تأمين كنند، گروه‌هايي از جنگجويان مناطق قبايلي پاكستان به رهبري بيت‌الله محسود در وزيرستان جنوبي متحد شدند و جنبش طالبان پاكستان را در دسامبر 2006 پايه‌گذاري كردند . به نظر مي‌رسد در تحليل شكل‌گيري طالبان بايد مؤلفه‌هايي مانند شكنندگي اجتماعي، سنت‌هاي پايدار و انعطاف‌ناپذير مذهبي، فقر فرهنگي و اقتصادي، تعصب قبيله‌اي و سلحشوري عشيره‌اي، سخت‌گيري اخلاقي، ساخت كشمكش‌پرور قومي، ملي و مذهبي و نيز دخالت بازيگران خارجي كه مقاصد، منافع‌، ديدگاه‌ها، اولويت‌ها و نگراني‌هاي نامتقارن، متفاوت و متعارض دارند، مورد توجه قرار گيرد. ايدئولوژي طالبان عقايد افراطي مذهبي دارند و به ديوبنديه كه به آموزه‌هاي وهابي نزديك مي‌باشد، وابسته‌اند. اين جنبش افراطي تاكنون توضيحات مشخص و واضحي درباره آرمان‌هاي خود نداده است؛ هر چند كه اعتقاد خود در تشكيل امارت اسلامي را به صورت آشكار اعلام مي كند. احمد رشيد در اين باره مي‌گويد: «شناخت پديده طالبان به دليل تعدد گروه‌هاي وابسته به آنها در مناطق قبايلي و آزاد پاكستان، ساختار سياسي، رهبري‌ و فرايند تصميم‌گيري، دشوار به نظر مي‌رسد. با اينكه در دين اسلام آيات و احاديث محكمي وجود دارد كه كشتن انساني بي‌گناه را به مثابه قتل همۀ انسان‌ها دانسته‌اند، اما حاميان و رهبران طالبانيسم ادعا مي‌كنند در راستاي اجراي دقيق قوانين و سنت اسلام و تشكيل خلافت و حكومت اسلامي به اين اقدامات دست مي‌زنند و پيروان خود را مقيد و ملزم به اطاعت از دستورهاي دين اسلام مي‌كنند». بنابراين مهم‌ترين اصل در انديشه سياسي گروه‌هاي بنيادگراي افراطي از جمله طالبان، احياي امارت اسلامي است. در حال حاضر، طالبان پاكستان كه به نوعي از اعقاب فكري جمعيت علماي هند به شمار مي‌رود، طرح احياي امارت اسلامي را در پاكستان دنبال مي‌كند. در تئوري خلافت و امارتِ مطلوب طالبان، مردم و احزاب جايگاهي ندارند. تعدادي از سران قبايل و نخبگان ديني با عنوان اهل حل و عقد گرد هم مي‌آيند و فردي را براي اين پست نامزد مي‌كنند؛ آن‌گاه تمام اختيارات كشور به شخص خليفه يا اميرالمؤمنين منتقل مي‌شود. مخالفت با مفاسد فرهنگ و تمدن غربي يكي از شعارهاي اساسي تمام گروه‌هاي اسلامي است؛ اما آنچه بنيادگرايي افراطي از نوع طالبان را از ساير گروه‌هاي اسلامي جدا مي‌سازد، نفي مطلق مدنيت غربي است. گروه‌هاي اسلامي ديگر نظير اخواني‌ها نقادانه به تمدن غربي مي‌نگرند و ضمن رد جنبه‌هاي منفي، از جنبه‌هاي مثبت آن استقبال مي‌كنند؛ اما طالبان و مكتب‌هاي ديوبندي و وهابي با هر نوع دستاورد تمدن غربي مخالفت مي‌كنند. برخورد غيرنقادانه در پذيرش يا نفي ‌فرهنگ غربي، مشكلات بي‌شماري به همراه دارد. مخالفت تعصب‌آميز طالبان با تلويزيون، وسايل تصويربرداري، لباس فرنگي، سينما و امثال آن نشانۀ آشكار روحيه ستيزه‌جويي آنان با مظاهر تمدن غربي است. طالبان تلويزيون و سينما را ابزاري شيطاني مي‌داند. مولانا فضل‌الله، رهبر طالبان پاكستان، نيز تلويزيون را ابزار لهو و لعب كه مشروعيتي در دين ندارد، دانسته است. گروه اجراي مقررات اسلامي يا تنفيذ الشريعه كه بر دره سوات مسلط شده‌اند، تحصيل را براي دختران در اين منطقه ممنوع كرده‌اند. به دستور مولانا فضل‌الله، بيش از 170 مدرسه و ساختمان دولتي در اين منطقه تخريب شده‌اند. در اعلاميه‌اي كه در 2 بهمن 1387 در روزنامه محلي دي نيوز پاكستان منتشر شد، طالبان پاكستان به طور كامل حضور دختران را در مدارس منطقه دره سوات ممنوع اعلام كرد. به اين ترتيب، بيش از 400 مدرسه خصوصي دخترانه بسته شد. دست‌كم 10 مدرسه دخترانه كه پس از 26 دي 1387 هم‌زمان با اتمام ضرب‌العجل اعلام‌شدۀ طالبان فعال بودند، در شهر مينگورا منفجر شدند و بيش از 170 مدرسه و ساختمان‌ دولتي مورد حمله قرار گرفتند. از پيچيدگي‌هاي اساسي بينش طالبان، روح تعبدگرايي و قداست‌بخشي به دستاوردهاي كلامي و فقهي پيشينيان است. بنيادگرايي افراطي دوران صدر و ميانه اسلام را دوره طلايي و مصون از هر نوع خطا تلقي و درباره تفاسير و تأويل‌هاي ديني اين دوره اعتقادي جزم‌گرايانه دارد. اجتهاد و انبساط تازه در اين مكتب جايگاهي ندارد و مردم عموماً موظف به پيروي مقلدانه از كلمات و گفتار علماي سلف هستند. برداشت صرفاً تقليدگرايانه آنها از دين سبب بدبيني و حتي دشمني آنان با الگوهاي زندگي رايج در دنياي معاصر جهان اسلام شده است. تنها الگوي مطلوب نزد بنيادگرايان افراطي، الگوي زندگي جوامع روستايي قرون اوليه اسلامي است. رفتار خشك و متحجرانه آنان با زنان و نوع نگرش‌شان به نقش اجتماعي و تربيتي زن در جامعه، ريشه در همين روح سلفي‌گري آنها دارد كه با ضروريات زندگي كنوني كاملاً بيگانه است. هم‌چنين تفسير آنان از مفاهيمي مانند توحيد و شرك، كه اساس انديشه كلامي بنيادگرايي افراطي را تشكيل مي‌دهد، در مغايرت آشكار با تفاسير رايج آن مفاهيم نزد ساير مكاتب اسلامي است.
رژيم صهيونيستي

رژيم صهيونيستي

شاباك يا به صورت مخفف شين بت يا شين بث، سرويس ضد اطلاعات و امنيت داخلي اسراييل است. شين بت خلاصه كلمه ‹‹خدمت به امنيت›› است. ايسر هرئيل از زمان شكل‌گيري اين سازمان تا سال 1952م. رئيس آن بود. نامبرده بعدها به رياست موساد هم رسيد. اين سازمان مسئول جمع آوري اطلاعات درباره سازمانهاي اطلاعاتي خارجي مربوط به دول دوست و دشمن و فعاليتهاي آنها و تأمين امنيت مقامات و تأسيسات اسراييلي، تحقيق درباره خرابكاري عليه دشمنان داخلي و خارجي، از جمله خرابكاري و تروريسم در اسراييل و خارج است.
وهابیت

وهابیت

وهابیت مسلکی است که در سال ۱۱۴۳ هجری قمری در شبه جزیره ی عرب بوجود آمده است و در بسیاری از اصول عقاید و احکام شرعی با مذاهب دیگر تفاوت دارد. پیروان این مسلک را «وهابی» گویند.
اكراد

اكراد

قوم كرد نژادي با سابقه اند ، اما خاستگاه اين قوم دقيقا روشن نيست و صاحبنظران در باره ي منشاء و خاستگاه آنان اختلاف جدي دارند . در مورد نژاد آنان نيز بحث و گفتگو وجود دارد ، عده اي نژاد آنان را توراني و سامي مي خوانند ، گروهي آنان را از نژاد آريايي و ايراني اصيل مي دانند . شماري از عوامل سياسي و تاريخي اين قوم را متفرقه و پراكنده ساخته كه هم اكنون در چند كشور كه مهمترين آن ايران ، تركيه و عراق است زندگي مي كنند .
شیعیان علوی

شیعیان علوی

علویان از اقلیت های مهم و موثر در جامعه ترکیه محسوب می شوند که حدود 20 درصد از جمعیت 78 میلیونی ترکیه را تشکیل می دهند. آنها در دوره امپراتوری عثمانی مورد سوظن شدید بودند و امنیت هویتشان به خطر افتاد و آسیب جدی دیدند اما دوره جمهوریت و آتاتورک را که حاکمیت بر مبنای سکولاریسم شکل گرفت؛ فرصتی برای بازنمایی هویتی یافته و با همراهی با حاکمیت از فضای تنش خارج شدند. هر چند که این اقلیت هیچ وقت نتوانست با هویت مکتبی خویش سهم سیاسی و فرهنگی در ترکیه کسب نماید. هویت سیاسی آنها بر مبنای مقتضات زمان، مکان و عوامل موثر بر آن، جلوه های متفاوتی داشته و از ملی گرایی تا چپگرایی سیالیت یافته است تا اینکه در یک دهه اخیر به شدت در تکاپوی هویت طلبی سیاسی خود هستند
New node

New node

انقلاب بحرین

انقلاب بحرین

تاریخ بحرین در چند دهه گذشته همواره مواجه با اعتراضات مداوم مردم علیه رفتار تبعیض آمیز و تمامیت خواه رژیم سلطنتی آل خلیفه بوده است؛ به نحوی که این کشور کمتر روی آرامش و ثبات سیاسی به خود دیده است. انقلاب 14 فوریه 2011 میلادی مردم بحرین هر چند سه روز پس از سقوط حسنی مبارک در مصر و همراه با موج خیزش‌های مسلمانان علیه رژیم‌های دیکتاتوری آغاز شد اما با نگاهی دقیق‌تر ریشه های این انقلاب مردمی را حداقل باید از دهه 1970 میلادی و نوع رفتار خاندان حاکم بر این کشور با مردم مورد مطالعه قرار داد.
New node

New node

روز جهانی قدس

روز جهانی قدس

undefined
تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

نقض حقوق بشر در یمن

نقض حقوق بشر در یمن

پرونده ای در مورد نقض حقوق بشر در یمن
alwaght.com
خبر

از پیشنهاد عربستان به سوریه تا عدم تحویل اس 300 در گفتگوی تفصیلی با بشاراسد

پنج شنبه 24 خرداد 1397
از پیشنهاد عربستان به سوریه تا عدم تحویل اس 300 در گفتگوی تفصیلی با بشاراسد
بشاراسد، رئیس جمهور سوریه در گفتگوی تفصیلی خود با خبرنگار العالم، جزئیات تفصیلی را در خصوص جنگ در کشورش بویژه در جبهه جنوب و وضعیت ائتلاف با ایران و روسیه و تحولات میدانی مطرح کرده است.

 

دو گزینه دولت سوریه در جبهه جنوب

بشار اسد در ابتدای گفتگوی خود در ارتباط با جنوب سوریه گفت که بسیار ساده بگویم، پس از آزادسازی غوطه، حرکت به‌سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزادسازی مناطق متوسل به زور شویم. پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروه‌های مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد، هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال 2011 بازگردد یعنی این که ارتش سوریه به منطقه‌ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریست‌ها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.

این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریست‌ها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه‌حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این‌چنین است.

رئیس جمهور سوریه همچنین در خصوص تصمیم گیری در ارتباط با عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اعلام کرد که روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریست‌ها باید بگوییم که آنان کاره‌ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادرشده سران و فرماندهان خود هستند. فرصتی برای صلح بود اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.

 

موضوع خروج ایران از منطقه جنوب سوریه

رئیس جمهور سوریه در ارتباط با موضوع خروج ایرانی‌ها از منطقه جنوب به‌ازای خروج آمریکا از التنف اظهار داشت درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه‌گری و هیمنه‌طلبی است. این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی‌شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه میجنگیم.

اما درباره موضوع ایران، باید به‌صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه‌ای راهبردی است و تحت تأثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به‌صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تأثیر قیمت‌های بازار بین‌المللی قرار نمی‌گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین‌المللی مطرح نمی‌کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هرآنچه مطرح شده، طرح اسراییلی است، و هدف از آن به‌چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین‌المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مسئله نمی‌باشد. هرآنچه اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می‌افتد، با هدف ایجاد فضای بین‌المللی ضد ایران است. از نظر ما، تصمیم‌گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری‌ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد.

 

بازگشت ارتش سوریه به اوضاع سال 2011 در جولان

بشار اسد همچنین در ارتباط با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی و بازگشت اوضاع به سال 2011 پس از 7 سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست‌ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است گفت: به‌طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسراییلی‌ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به‌ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود یافت، اسراییل به‌طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله‌باران و از تروریست‌ها مستقیماً حمایت نمود. توپخانه و نیروهای هوایی اسراییل همان توپخانه تروریست‌ها و نیروی هوایی تروریست‌ها و طبیعتاً جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسراییلی‌ها را تغییر دهد، موافقت اسراییلی‌ها برای ما اهمیتی ندارد. به‌رغم حمایت اسراییل از تروریست‌ها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می‌جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و  وظیفه‌ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد.

 

پاسخ به اسرائیل قوی‌تر خواهد شد

آقای اسد درمورد واکنش به اسرائیل نیز بیان داشت که ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسراییل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هرچه این امکانات بهبود یابد سطح پاسخ‌مان قوی‌تر خواهد شد. واقعیت این است که قوی‌ترین پاسخ به اسراییل، هدف قراردادن ارتش اسراییل در سوریه است، منظور ما عملاً تروریست‌هایی است که به‌طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسراییل فعالیت می‌نمایند، از ابتدا آنان به سامانه‌های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها توسط اسراییل و آمریکا رهبری می‌شوند. اولین حمله به اسراییل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست‌های اسراییلی در درون سوریه است، تروریست‌هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه‌های مرتبط با نقشه‌های اسراییل هستند.

 

عدم تحویل اس 300 از سوی روسیه به سوریه

بشاراسد درباره تحویل و یا عدم تحویل اس 300 از سوی روسیه نیز اظهار داشت، علت تحویل و عدم تحویل این سامانه به سوریه را باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به‌خاطر مسائل سیاسی باشد. اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می‌کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می‌شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه‌جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد؛ ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی‌کنیم، بنابراین حتی اگر اس300  به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاحهای موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد.

 

دومحور در جنوب سوریه

رئیس دولت سوریه در ادامه گفتگوی خود با العالم به موضوع جبهه جنوب سوریه اشاره و عنوان داشت که در جنوب ما از دو محور سخن می‌گوییم، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسراییل و برخی از گروه‌های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضدتروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می‌کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال، بنابراین دشوار می‌باشد که بگوییم نتیجه‌ای برای این درهم‌آمیختگی وجود دارد جز اینکه یکی از دو محور پیروز شود، حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می‌گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی‌نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی‌گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سؤال که "آیا بر اساس واقعیت تغییر می‌کند یا خیر؟" باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی‌کند، شاید با اقدام‌های سیاسی که واقعیت‌ها و حقایق تحمیل می‌نماید چه‌بسا تغییر کند.

 

آمریکا در تاریخ ثابت کرده که دروغگو است

رئیس دولت دمشق همچنین در پاسخ به این سوال که آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد یا خیر، گفت: آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!

مساله فلسطین برای  سوریه مانند 10 سال قبل است

بشاراسد در مورد موضع دولت سوریه در خصوص مسئله مقاومت فلسطین اظهار داشت که از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم ، مساله فلسطین برای ما مانند 10 سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.

آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود.  

 

تقدیر از خانواده‌های شهدا و رزمندگان مقاومت

رئیس جمهور سوریه به سایر جبهه‌های مقاومت نیز اشاره داشت و گفت: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم  که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند.  

تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم ، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف ، کلمات ، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود ، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است.  

من می خواهم از این فرصت استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.

 

اتحاد استراتژیک سوریه با ایران و روسیه

اسد در مورد ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) اظهار داشت که اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی 40 سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است. بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.

سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظرهایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون اصلی آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. اما باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.

دیدگاه روسیه درباره ایران استراتژیک است. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته باشند آن را مطرح می کنند. اما تصمیم گیری نهایی در این باره با حاکمیت و ملت سوریه است و از نظر روسیه این یک اصل ثابت است. از این رو، همپیمانی دو کشور، استراتژیک است. اما در صورتی که اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد [این امر طبیعی است]. زیرا در داخل حاکمیت سوریه نیز گاهی درباره برخی مسائل اختلاف نظرهایی به وجود می آید، در حاکمیت روسیه و ایران نیز چنین است. بنابراین طبیعی است درباره مسائل تاکتیکی روزانه دچار اختلاف شویم. اساسا باید پرسید: وقتی ما درباره همه امور اتفاق نظر داریم چرا مذاکره می کنیم؟ ما به طور فشرده دیدار می کنیم تا به توافق دست یابیم. طبعا با توجه به وضعیت واقعی موجود و به حکم منافع و تحولات بین المللی، و از آنجا که محور مقابل، به حمایت از تروریسم می پردازد، این همپیمانی تقویت می شود و سوریه، ایران و روسیه، خطر تروریسم را نه تنها برای سوریه بلکه علیه همه کشورها و سراسر جهان احساس می کنند و از آنجا که سه کشور سوریه، ایران و روسیه، اهمیت پایبندی به قوانین بین المللی را احساس می کنند با توجه به این وضعیت باید این ائتلاف پا برجا بماند.

 

پیشنهاد عربستان به سوریه

بشار اسد در میان گفتگوی خود به نکته‌ای نیز اشاره کرد و گفت که کشورهای مختلفی از جمله عربستان از زمان آغاز جنگ علیه سوریه تاکنون بارها در مراحل مختلف این پیشنهاد را مطرح کرده اند که در صورتی که دمشق روابطش را با تهران قطع کند، وضعیت سوریه به حالت طبیعی بازخواهد گشت. ولی این امر از نظر ما کاملا مردود است.

 

ماهیت حضور ایران در سوریه

از سوی دیگر رئیس جمهور سوریه در ارتباط با ماهیت حضور ایران با اشاره به حضور مستشاری، اظهار داشت که کلمه "مشاور" گاهی در معنای گسترده و شاملی به کار می رود. یعنی این مشاوران، در چارچوب روابط تاریخی دو کشور از دوره قبل از جنگ تاکنون در سوریه حضور دارند. زیرا روابط نظامی ایران و سوریه بسیار قوی است. زمانی که این تشکیلات نظامی وارد جنگ مستقیم می شود از "مشاور" به "نیروی جنگی" تبدیل می شود. این کلمه چندین جنبه و جهت دارد. قطعا مشاوران ایران در سوریه حضور دارند. همچنین گروههایی از داوطلبان ایرانی برای حضور در جنگ وارد سوریه شده اند و فرماندهان ایرانی آنها را مدیریت و فرماندهی می کنند. بنابراین ایران، در دفاع از مردم سوریه جنگیده و در این راه، خون داده است. از این رو، مشاور یک کلمه عام و فراگیر است. اما این بدان معنا نیست که ما از اشاره رسمی به حضور ایرانی ها در سوریه ابایی ندایم. اما درباره اصطلاح "مشاور" باید گفت دلیل استفاده از آن، عدم وجود یگان های جنگی رسمی ایران در سوریه است و تشکیلات کامل اعم از گردان، تیپ یا لشکر ایرانی در سوریه وجود ندارد. زیرا اولا نمی توان آن را پنهان کرد. و اساسا [اگر وجود داشته باشد] چرا باید از اشاره به ابا داشت؟ زمانی که به طور قانونی از روس ها خواستیم به سوریه بیایند از این امر ابایی نداشتیم و در صورتی که تشکیلات نظامی ایرانی در کشورمان وجود داشتند آن را اعلام خواهیم کرد و این روابط نیازمند توافق نامه هایی میان دو کشور است که از پارلمان ها می گذرد و نمی توان چنین روابطی را پنهان کرد. در عین حال ما از همان اول از ایرانی ها و روس ها خواستیم در سوریه حضور یابند. زیرا به کمک این کشورها نیاز داشتیم و ایران به درخواست ما پاسخ مثبت داد.

 

ایران تا کنون درخواست احداث پایگاه نظامی در سوریه را مطرح نکرده است

بشار اسد ادامه داد که ایران تا کنون درخواست احداث پایگاه نظامی در سوریه را مطرح نکرده است و تنها منافع آن کشور نیز در مبارزه با تروریسم است. اما گسترش دامنه جنگ منجر به گسترش ماهیت این حضور شد و درباره روس ها نیز این گونه بود. در ابتدا حمایت های روسیه مانند حمایت های ایران، با وضعیت امروز متفاوت بود. اما با مقابله ارتش سوریه با توریست ها، دامنه حمایت بین المللی از تروریسم گسترش یافت و در نتیجه آن حضور نظامی روسیه و ایران در سوریه نیز گسترده تر شد. در مرحله ای، ما با روس ها مشاهده کردیم که وجود پایگاههای نظامی هوایی برای حمایت هوایی از ارتش سوریه، ضروری است. امروزه اگر با همکاری، هماهنگی یا مذاکره با ایرانی ها احساس کنیم که به وجود پایگاههای نظامی ایران نیاز داریم در این زمینه تردیدی به خود راه نخواهیم داد. اما در حال حاضر، کمک های ایران به شکل کنونی، خوب و مؤثر است.

 

سفر قریب الوقوع به ایران

رئیس جمهور سوریه در خصوص سفر به ایران نیز گفت: از چند ماه پیش دیدار از ایران در برنامه بود که به تعویق افتاد نه اینکه لغو شده باشد. دلیل به تعویق افتادن آن نیز، شرایط فوق العاده ای بود که در سوریه در ارتباط با تحولات جنگ به وجود آمد. این دیدار به تعویق افتاد. قطعا هیچ مانعی در این زمینه وجود ندارد و به زودی و در اولین فرصت اقدام به دیدار از ایران خواهم کرد. این موضوع طبیعی و فقط مربوط به مسائل لجستیک است.

 

ملت های عرب، همچنان از نظر وجدانی با قضیه فلسطین در ارتباط هستند

آقای اسد در خصوص مسائل اخیر فلسطین نیز بیان داشت که قضیه فلسطین از سال 1948 تاکنون، پیچیده بوده است. دلیل آن نیز پیچیدگی های منطقه و تلاش مداوم استعمار غرب حامی اسرائیل برای ایجاد عناصر متعدد در راستای هدف مشخصی یعنی ناامید کردن عرب هاست که از نظر تاریخی همواره با قضیه فلسطین ارتباط داشته و آن را قضیه قومیتی خود دانسته و حتی از نظر ملی آن را احساس کرده اند.

جنبه دیگر مسائل اخیر فلسطین(انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس) منحرف کردن اذهان ملت های عرب، دولت ها و به طور کلی جوامع با مسائل فرعی است تا وقتی برای فکر کردن به موضوع فلسطین و اشغالگری اسرائیل نداشته باشند و در این زمینه نیز تا حدودی موفق بوده اند و آخرین قضیه در این زمینه، انقلاب های موسوم به "بهار عربی" بود که هدف از آن نابودی زیرساخت ها و ساختارهای سیاسی و نظامی جوامع کشورهای عربی بود.

با این وجود حوادث اخیر ثابت کرد ملت های عرب، همچنان از نظر وجدانی با قضیه فلسطین در ارتباط هستند. حوادث سوریه نیز بخشی از این طرح ها با هدف ضربه زدن به وضیعت کلی عرب هاست تا اولا سوریه از کمک به قضیه فلسطین دست بردارد. همچنانکه قبلا اشاره کردم حمله به ارتش رژیم صهیونیستی، برقراری مجدد آرامش در سوریه، نابودی تروریسم و به شکست کشاندن طرح های اشغالگران صهیونیست در کشور، قطعا بخشی از کمک به قضیه فلسطین است.

ممکن است این موضوع تأثیرات مستقیم و غیر مستقیمی بر آن داشته باشد. اما تأثیرات مستقیم آن به وضعیت داخلی فلسطین ارتباط دارد. نباید فراموش کرد که وضعیت داخلی فلسطین نیز میان گروههای مقاومت و وفادار به مبارزه با اشغالگران، گروههای مخالف مقاومت و طرفدار سازش و تسلیم در مقابل آنها و همچنین جریان های دیگری که از مقاومت به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی در پوشش دین بهره برداری می کنند دچار چنددستگی شده است که البته این سیاست، روش اخوان المسلمین می باشد.

 

با حضور حزب الله، ائتلاف سوریه چهارگانه است

بشار اسد در ارتباط با حزب الله لبنان نیز گفت: جنگ سوریه طولانی و مستمر است و نیاز به این ائتلاف سه گانه احساس می شود که با ورود حزب الله به آن می توان آن را ائتلافی چهارگانه تلقی کرد و زمانی که روی سخن ما در مورد کشورها و دولت هاست این ائتلاف سه گانه نامیده می شود.

با این حال  حزب الله عنصری اساسی در این جنگ است درحالی که این جنگ طولانی و مستمر شده است و نیاز به این نیروهای نظامی در مدت زمان زیادی احساس خواهد شد؛ اما هر زمانی که نیاز باشد و هر زمانی که حزب الله یا ایران یا غیر آنها اعتقاد داشته باشند که تروریسم سرنگون شده است آن زمان خواهند گفت که ما می خواهیم به کشورهای خود بازگردیم همانظوری که سید حسن نصرالله گفتند این نیروهای نظامی نیز خانواده هایی دارند و امور روزمره ای دارند که باید به آن بپردازند و این امری طبیعی است اما در زمان حاضر زود است که در این مورد صحبت کنیم.

 

ادعای ارسال نیروهای نظامی از سوی کشورهایی مثل عربستان به سوریه  

رئیس جمهور سوریه در خصوص ادعای ارسال نیروهای نظامی از سوی کشورهایی مثل عربستان به سوریه  نیز گفت: زمانی که از یک کشور صحبت می کنیم بحث  استقلال در تصمیم گیری توسط آن کشور مطرح است فلذا ما از نقش عربستان در ارسال نیروهای نظامی به سوریه صحبت نمی کنیم؛ می توان گفت که این امر به تصمیم آمریکا بستگی دارد.

 

همچنان قدرت بازسازی سوریه را داریم

بشار اسد در گفتگوی خود به موضوع بازسازی سوریه نیز اشاره و اظهار داشت که بازسازی در سوریه برای ما جای نگرانی ندارد، بازسازی نیازمند دو عامل است، اول عامل انسانی و دوم عامل مالی، وقتی کشوری مانند سوریه دغدغه عامل انسانی را ندارد، هزینه مالی برای آن نیز کمتر می شود، این موضوعی بدیهی است.

به رغم مهاجرت بسیاری از سوریه در طول جنگ؛ اما همچنان قدرت بازسازی را داریم به این دلیل که نظام حرکت می کند و بازسازی عملا آغاز شده است، اما درباره نیازهای مالی، از سویی ملت سوریه دارای امکانات مالی و سرمایه است که عمده آن در سوریه نیست یعنی در خارج است، اما این سرمایه منتظر آغاز بازسازی است تا سرمایه گذاری آغاز شود، از سوی دیگر، کشورهای دوست دارای توانمندی هستند و همچنین تمایل دارند ما را در این مسیر کمک مالی کنند، ما نیز راغبیم که بازسازی با مشارکت آنان صورت گیرد تا آنان از این فرصت استفاده کنند و ما نیز بهره خود را ببریم.

 

بدترین و بهترین حالت رئیس جمهور سوریه در جنگ

آخرین صحبت‌های رئیس جمهور سوریه در ارتباط با دشوارترین حالت یا حادثه و در مقابل زیباترین و بهترین حالت در طی 7 سال جنگ علیه تروریست در سوریه بود که در این خصوص وی عنوان داشت که بدترین حالت ها وقتی بود که تروریست ها بر یک منطقه سیطره می یافتند، طبیعی است در قلب نبرد نظامی که مرتبط با بهترین و بدترین حالت ها باشد و آن تحول در نبر نظامی است ، اگر بگویم بدترین حالت ها، وقتی بود که تروریست ها به یک منطقه، سیطره می یافتند، اشتباه نگفتم ، اما این مرتبط با نبردهای مشخصی است به ویژه وقتی یک منطقه استراتژیک یا یک شهر بزرگ باشد که در آن شمار زیادی از مردم باشند این دارای تاثیر روانی و معنوی بسیار زیادی است، اما در اینجا حالت های مستمری بود که باید به آن فکر کنیم و همچنان در آن زندگی می کنیم ، وقتی شخصی یا اشخاصی شهید می شوند ، این چیزی است که برای ما به طور هفتگی مستمر می باشد، باید فکر شود که یک خانواده عزیزی را از دست داده که هرگز، جبران نمی شود، چه بسا از طریق پیروزی در یک مرحله، اما در سطح خانواده و روانی، نمی توان شخص عزیزی را که خانواده از دست داده یا دوست را جبران نمود، این حالتی بسیار دردناک است که ما با آن زندگی می کنیم و به طور مستمر با آن مواجهیم ، و هرگز متوقف نمی شود حتی اگر جنگ متوقف شود، اما در اینجا جوانب دردناکی وجود دارد که از طریق جنگ در ابتدای آن حادث شده بود وقتی می بینی که این مقدار عدم مسئولیت ملی وجود دارد و چه بسا در اقلیت باشند اما شمار نه چندان اندکی از اشخاص بودند که آماده فروش وطن بودند و اینکه آن را در بازار با معیارهایشان قرار دادند اگر که اصلا موجود بوده باشد، در ازای پول یا مصلحت مشخص، طبعا مشخص از نظر افراط گرایی، در مقابل , هر پیروزی انگیزه ای برای پیروزی های بعدی در سال 2013 بود، همه پیروزی های شهر القصیر که آغاز پیروزی ها بود که اوج آن در شهر حلب در سال 2016 بود و آغاز پیروزی های بزرگ، پس از آن در دیر الزور و امروز در شادی پیروزی های آزادی دمشق زندگی می کنیم یعنی این حالت هایی که همه ما در آن زندگی می کنیم و شما با ما بودید و به طور حتم همان احساس شادی را دارید.

 

 

تگ ها :

پیشنهاد عربستان سوریه اس 300 گفتگو تفصیلی بشاراسد

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

اعتراضلت گسترده مردمی به «قانون بردگی» در مجارستان

اعتراضلت گسترده مردمی به «قانون بردگی» در مجارستان