سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
روز جهانی قدس

روز جهانی قدس

undefined
جماعت اخوان المسلمين

جماعت اخوان المسلمين

جماعت اخوان¬المسلمين را مي¬توان مهم¬ترين جنبش اسلامي در جهان عرب طي قرن گذشته محسوب كرد. جنبشي كه حسن البنا در 1928 مصر پديد آورد، ايدئولوژي آن اسلام و در اصول سياسي و اجتماعي خواهان بازگشت به حكومت اسلامي در قرن هاي اوليه است. اين جماعت در زمان تأسيس و شكل‌گيري به عنوان جنبشي اسلام‌گرا در مقابل جريان‌هاي سكولار جهان عرب ظهور كرد. اساس و مبناي شكل‌گيري آن مبارزه با الغاي خلافت و جلوگيري از گسترش الگوي لائيك در جهان اسلام بود. در واقع، در شرايطي كه خلافت اسلامي در قالب امپراتوري عثماني در مركزيت جهان اسلام مضمحل شده بود و جريان‌هاي سكولار و ملي‌گراي عربي و تركي در حال رشد و عرض اندام بودند، حسن البنا با طرح دعوت اسلامي، جنبش جديدي را پايه‌گذاري كرد كه احياي مجدد خلافت در رأس امور و برنامه‌هاي سياسي آن قرار داشت و به همين دليل به كانوني براي جلب مسلمانان در داخل و خارج مصر تبديل شد. در حقيقت جنبش اخوان المسلمين را اصولاً بايد زائيده اوضاع سياسي و اجتماعي تاريخ معاصر مصر در پي رواج تفكر جدايي دين از سياست (سكولاريسم) در ميان روشنفكران و آهنگ احساسات ملي گرايانه براي اصلاح اين كشور در دوران اختناق بعد از انقلاب 1919 مصر بر ضد انگليس دانست. اهداف بنيان گذاران اين جنبش- به ويژه حسن البناء- از يك سو بر ايجاد تحول در اعتقادات اسلامي مسلمانان و بالاخص مصريان از حالتي ايستا و بي تحرك به سمت پويايي و حاكميت تعاليم شريعت بر زندگي اجتماعي و سياسي مصر و از سوي ديگر بر يگانگي مسلمانان در برابر استعمارگران غرب كه كشورهاي اسلامي را مورد تجاوز قرار داده بودند، دور مي زد. حسن البناء رهبر جنبش تلاش‌هاي خود را در سه مرحله «تبليغ»، «جذب و سازماندهي» و «مرحله عملي» آغاز نمود. اصولي كه حسن البناء بر آن اعتقاد داشت عبارت بودند از:1 ـ «اجتناب از جدال‌هاي مذهبي و فرقه‌اي» (از زماني كه جماعت تقريب بين مذاهب اسلامي تأسيس شد حسن البناء و ايت‌الله قمي در تأسيس آن سهيم بودند همكاري ميان اخوان‌المسلمين و شيعيان برقرار شد كه در نهايت به ديدار نوّاب صفوي در سال 1954م. از مصر منجر گرديد. حسن البناء در مراسم حج 1948 با ايت‌الله كاشاني ديدار كرد و ميان آنها تفاهم برقرار گرديد و برخي از دانشجويان شيعه كه در مصر تحصيل مي‌كردند به جنبش اخوان‌المسلمين پيوستند)؛ 2 ـ «سياست گام به گام»: در نگاه وي جنبش قبل از آن‌كه به هدف غايي خويش برسد، بايد اين مراحل را (تبليغ، بيان و تفسير؛ عمل و نتيجه‌گيري) را گام به گام طي نمايد؛ 3 ـ «استفاده از نيروهاي مختلف براي تحقق اهداف»؛ 4 ـ «برپايي حكومت اسلامي»: اخوان‌المسلمين حكومت را براي خود نمي‌خواهد، بلكه حامي كساني مي‌باشد كه بتوانند مسؤوليت حكومت را بر عهده بگيرند و قوانين قرآن را اجرا نمايند و اگر چنين فردي پيدا نشد، تشكيل حكومت يكي از برنامه‌هاي اخوان‌المسلمين خواهد بود؛ 5 ـ «مقاومت در برابر تجاوزگران». جنگ جهاني دوم و پيامدهاي مصر، روند تصاعدي نفوذ اخوان المسلمين را در مصر گسترش داد، تشكيلات اخوان المسلمين سازمان يافته‌تر و مواضع سياسي و ايدئولوژيك آنها منسجم‌تر گرديد. بعد از جنگ سازمان از وضع آشفتة حزب وفد استفاده نمود و خود را به عنوان سازمان انقلابي و مخالف نظام موجود معرفي كرد و پايگاه‌هاي توده‌اي حزب وفد را به سرعت تصرف كرد. بر اثر دسيسه‌ها و برخي اقدامات خودسرانه كه بعضي از افراد در سازمان عليه دولت انجام مي‌دادند، دولت در سال 1948م با سيزده مورد اتهام به سازمان در مورد فعاليت‌هاي تروريستي، توطئه عليه سرنگوني نظام سلطنتي مصر، جمع‌آوري مهمّات و... سازمان را منحل اعلام نمود و حسن البناء در توطئه‌اي سازمان يافته در فوريه 1949م ترور گرديد. اخوان‌المسلمين با توجه به رسالت فراكشوري خود كه به ويژه در مقابله با جهت گيري رو به گسترش ملي‌گرايي سكولار خلاصه مي شد؛ در مصر محدود نماند و به كشورهاي مختلف جهان عرب سرايت كرد و به تدريج در ساير كشورهاي عربي شكل گرفته و گسترش پيدا كرد. در اين زمينه دو مرحله را مي‌توان مشخص كرد. مرحله اول، رشد فزاينده توجه و تمايل به دنياي اسلام و به ويژه معضلات سياسي آن و درگيري مستمر با اين مشكلات؛ مرحله‌اي كه قبل از سال 1937 آغاز شده بود. مرحله دوم تاسيس شعب گوناگون اخوان‌المسلمين در خارج از مصر بود، به نحوي كه اين جنبش در حال حاضر در بسياري از كشورها بويژه در خاورميانه و شمال آفريقا، شاخه هاي اين جنبش فعال مي باشد.
اكراد

اكراد

قوم كرد نژادي با سابقه اند ، اما خاستگاه اين قوم دقيقا روشن نيست و صاحبنظران در باره ي منشاء و خاستگاه آنان اختلاف جدي دارند . در مورد نژاد آنان نيز بحث و گفتگو وجود دارد ، عده اي نژاد آنان را توراني و سامي مي خوانند ، گروهي آنان را از نژاد آريايي و ايراني اصيل مي دانند . شماري از عوامل سياسي و تاريخي اين قوم را متفرقه و پراكنده ساخته كه هم اكنون در چند كشور كه مهمترين آن ايران ، تركيه و عراق است زندگي مي كنند .
فلوجه

فلوجه

چرا فلوجه مهم است؟ شهری که تمام ساکنان آن از اهل سنت باشند، کمتر از هفتاد کیلومتر با پایتخت فاصله و سابقه طولانی در نبردهای چریکی داشته باشد، به خودی خود و در زمان صلح هم پراهمیت است چه برسد به اینکه اکنون عراق درگیر جنگ با تروریسم است و فلوجه به یکی از پایگاه های اصلی داعش در نزدیکی پایتخت تبدیل شده بود.
شیعیان علوی

شیعیان علوی

علویان از اقلیت های مهم و موثر در جامعه ترکیه محسوب می شوند که حدود 20 درصد از جمعیت 78 میلیونی ترکیه را تشکیل می دهند. آنها در دوره امپراتوری عثمانی مورد سوظن شدید بودند و امنیت هویتشان به خطر افتاد و آسیب جدی دیدند اما دوره جمهوریت و آتاتورک را که حاکمیت بر مبنای سکولاریسم شکل گرفت؛ فرصتی برای بازنمایی هویتی یافته و با همراهی با حاکمیت از فضای تنش خارج شدند. هر چند که این اقلیت هیچ وقت نتوانست با هویت مکتبی خویش سهم سیاسی و فرهنگی در ترکیه کسب نماید. هویت سیاسی آنها بر مبنای مقتضات زمان، مکان و عوامل موثر بر آن، جلوه های متفاوتی داشته و از ملی گرایی تا چپگرایی سیالیت یافته است تا اینکه در یک دهه اخیر به شدت در تکاپوی هویت طلبی سیاسی خود هستند
تحولات حلب

تحولات حلب

undefined
وهابیت

وهابیت

وهابیت مسلکی است که در سال ۱۱۴۳ هجری قمری در شبه جزیره ی عرب بوجود آمده است و در بسیاری از اصول عقاید و احکام شرعی با مذاهب دیگر تفاوت دارد. پیروان این مسلک را «وهابی» گویند.
رژيم صهيونيستي

رژيم صهيونيستي

شاباك يا به صورت مخفف شين بت يا شين بث، سرويس ضد اطلاعات و امنيت داخلي اسراييل است. شين بت خلاصه كلمه ‹‹خدمت به امنيت›› است. ايسر هرئيل از زمان شكل‌گيري اين سازمان تا سال 1952م. رئيس آن بود. نامبرده بعدها به رياست موساد هم رسيد. اين سازمان مسئول جمع آوري اطلاعات درباره سازمانهاي اطلاعاتي خارجي مربوط به دول دوست و دشمن و فعاليتهاي آنها و تأمين امنيت مقامات و تأسيسات اسراييلي، تحقيق درباره خرابكاري عليه دشمنان داخلي و خارجي، از جمله خرابكاري و تروريسم در اسراييل و خارج است.
گروه طالبان

گروه طالبان

طالبان به عنوان يكي از پديده‌هاي تاريخ معاصر افغانستان، در پي رقابت قدرت‌هاي بزرگ و پس از اشغال افغانستان توسط شوروي، در سال 1373 حكومت را در افغانستان به دست گرفت و با آموزش و حمايت‌هاي بي‌دريغ كشورهاي منطقه نظير پاكستان و عربستان سعودي تا سال 1380 در قدرت باقي ماندند. پس از اشغال افغانستان توسط شوروي در 7 دي 1357، مبارزان افغان به مبارزه عليه اشغالگران شوروي پرداختند و سرانجام نيروهاي ارتش سرخ در بهمن 1367 خاك افغانستان را ترك كردند. با خروج ارتش سرخ از افغانستان، ايالات متحده به قرارداد ژنو وفادار نماند و از مجاهدان افغاني به دليل رقابت و خصومت با شوروي حمايت كرد. بدين ترتيب افغانستان به ميدان رقابت قدرت‌هاي بزرگ در جنگ سرد تبديل شد. با پايان جنگ سرد و خروج شوروي از افغانستان و در پي تغييرات داخلي در پاكستان، اين كشور اقدام به تأسيس هزاران مدرسه ديني با گرايش سلفي ديوبندي كرد كه با حمايت كشورهاي عربي حوزه خليج فارس به ويژه عربستان همراه بود. نقش پاكستان در ايجاد، پرورش و حمايت از گروه افراطي طالبان كاملاً آشكار است. منافع ملي پاكستان در افغانستان نيز توسط گروه‌هاي دست‌نشانده پشتون كه در مناطق شمال غربي پاكستان و در مرز با افغانستان زندگي مي‌كنند، تأمين مي‌شود. زماني كه احزابي مثل حزب اسلامي حكمتيار ديگر نتوانستند خواسته‌ها و منافع پاكستان را تأمين كنند، گروه‌هايي از جنگجويان مناطق قبايلي پاكستان به رهبري بيت‌الله محسود در وزيرستان جنوبي متحد شدند و جنبش طالبان پاكستان را در دسامبر 2006 پايه‌گذاري كردند . به نظر مي‌رسد در تحليل شكل‌گيري طالبان بايد مؤلفه‌هايي مانند شكنندگي اجتماعي، سنت‌هاي پايدار و انعطاف‌ناپذير مذهبي، فقر فرهنگي و اقتصادي، تعصب قبيله‌اي و سلحشوري عشيره‌اي، سخت‌گيري اخلاقي، ساخت كشمكش‌پرور قومي، ملي و مذهبي و نيز دخالت بازيگران خارجي كه مقاصد، منافع‌، ديدگاه‌ها، اولويت‌ها و نگراني‌هاي نامتقارن، متفاوت و متعارض دارند، مورد توجه قرار گيرد. ايدئولوژي طالبان عقايد افراطي مذهبي دارند و به ديوبنديه كه به آموزه‌هاي وهابي نزديك مي‌باشد، وابسته‌اند. اين جنبش افراطي تاكنون توضيحات مشخص و واضحي درباره آرمان‌هاي خود نداده است؛ هر چند كه اعتقاد خود در تشكيل امارت اسلامي را به صورت آشكار اعلام مي كند. احمد رشيد در اين باره مي‌گويد: «شناخت پديده طالبان به دليل تعدد گروه‌هاي وابسته به آنها در مناطق قبايلي و آزاد پاكستان، ساختار سياسي، رهبري‌ و فرايند تصميم‌گيري، دشوار به نظر مي‌رسد. با اينكه در دين اسلام آيات و احاديث محكمي وجود دارد كه كشتن انساني بي‌گناه را به مثابه قتل همۀ انسان‌ها دانسته‌اند، اما حاميان و رهبران طالبانيسم ادعا مي‌كنند در راستاي اجراي دقيق قوانين و سنت اسلام و تشكيل خلافت و حكومت اسلامي به اين اقدامات دست مي‌زنند و پيروان خود را مقيد و ملزم به اطاعت از دستورهاي دين اسلام مي‌كنند». بنابراين مهم‌ترين اصل در انديشه سياسي گروه‌هاي بنيادگراي افراطي از جمله طالبان، احياي امارت اسلامي است. در حال حاضر، طالبان پاكستان كه به نوعي از اعقاب فكري جمعيت علماي هند به شمار مي‌رود، طرح احياي امارت اسلامي را در پاكستان دنبال مي‌كند. در تئوري خلافت و امارتِ مطلوب طالبان، مردم و احزاب جايگاهي ندارند. تعدادي از سران قبايل و نخبگان ديني با عنوان اهل حل و عقد گرد هم مي‌آيند و فردي را براي اين پست نامزد مي‌كنند؛ آن‌گاه تمام اختيارات كشور به شخص خليفه يا اميرالمؤمنين منتقل مي‌شود. مخالفت با مفاسد فرهنگ و تمدن غربي يكي از شعارهاي اساسي تمام گروه‌هاي اسلامي است؛ اما آنچه بنيادگرايي افراطي از نوع طالبان را از ساير گروه‌هاي اسلامي جدا مي‌سازد، نفي مطلق مدنيت غربي است. گروه‌هاي اسلامي ديگر نظير اخواني‌ها نقادانه به تمدن غربي مي‌نگرند و ضمن رد جنبه‌هاي منفي، از جنبه‌هاي مثبت آن استقبال مي‌كنند؛ اما طالبان و مكتب‌هاي ديوبندي و وهابي با هر نوع دستاورد تمدن غربي مخالفت مي‌كنند. برخورد غيرنقادانه در پذيرش يا نفي ‌فرهنگ غربي، مشكلات بي‌شماري به همراه دارد. مخالفت تعصب‌آميز طالبان با تلويزيون، وسايل تصويربرداري، لباس فرنگي، سينما و امثال آن نشانۀ آشكار روحيه ستيزه‌جويي آنان با مظاهر تمدن غربي است. طالبان تلويزيون و سينما را ابزاري شيطاني مي‌داند. مولانا فضل‌الله، رهبر طالبان پاكستان، نيز تلويزيون را ابزار لهو و لعب كه مشروعيتي در دين ندارد، دانسته است. گروه اجراي مقررات اسلامي يا تنفيذ الشريعه كه بر دره سوات مسلط شده‌اند، تحصيل را براي دختران در اين منطقه ممنوع كرده‌اند. به دستور مولانا فضل‌الله، بيش از 170 مدرسه و ساختمان دولتي در اين منطقه تخريب شده‌اند. در اعلاميه‌اي كه در 2 بهمن 1387 در روزنامه محلي دي نيوز پاكستان منتشر شد، طالبان پاكستان به طور كامل حضور دختران را در مدارس منطقه دره سوات ممنوع اعلام كرد. به اين ترتيب، بيش از 400 مدرسه خصوصي دخترانه بسته شد. دست‌كم 10 مدرسه دخترانه كه پس از 26 دي 1387 هم‌زمان با اتمام ضرب‌العجل اعلام‌شدۀ طالبان فعال بودند، در شهر مينگورا منفجر شدند و بيش از 170 مدرسه و ساختمان‌ دولتي مورد حمله قرار گرفتند. از پيچيدگي‌هاي اساسي بينش طالبان، روح تعبدگرايي و قداست‌بخشي به دستاوردهاي كلامي و فقهي پيشينيان است. بنيادگرايي افراطي دوران صدر و ميانه اسلام را دوره طلايي و مصون از هر نوع خطا تلقي و درباره تفاسير و تأويل‌هاي ديني اين دوره اعتقادي جزم‌گرايانه دارد. اجتهاد و انبساط تازه در اين مكتب جايگاهي ندارد و مردم عموماً موظف به پيروي مقلدانه از كلمات و گفتار علماي سلف هستند. برداشت صرفاً تقليدگرايانه آنها از دين سبب بدبيني و حتي دشمني آنان با الگوهاي زندگي رايج در دنياي معاصر جهان اسلام شده است. تنها الگوي مطلوب نزد بنيادگرايان افراطي، الگوي زندگي جوامع روستايي قرون اوليه اسلامي است. رفتار خشك و متحجرانه آنان با زنان و نوع نگرش‌شان به نقش اجتماعي و تربيتي زن در جامعه، ريشه در همين روح سلفي‌گري آنها دارد كه با ضروريات زندگي كنوني كاملاً بيگانه است. هم‌چنين تفسير آنان از مفاهيمي مانند توحيد و شرك، كه اساس انديشه كلامي بنيادگرايي افراطي را تشكيل مي‌دهد، در مغايرت آشكار با تفاسير رايج آن مفاهيم نزد ساير مكاتب اسلامي است.
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
جنبش حزب الله لبنان

جنبش حزب الله لبنان

حزب‌الله بزرگ‌ترین حزب شیعی در لبنان است که با هدف مقابله با تهدیدات اسرائیل شکل گرفت. اصول این گروه، ایمان به اسلام، مقاومت در برابر اسرائیل و پذیرش رهبری ولی فقیه است. دبیر کل فعلی این حزب، سید حسن نصرالله است. این حزب از آغاز شکل‌گیری در سال ۱۹۸۲م تا سال ۲۰14م درگیری‌های بسیاری با نیروهای اسرائیلی داشته که از مهم‌ترین آنها عملیات های الوعد الصادق، نبرد ۳۳ روزه و نبرد 8 روزه است. حزب‌الله توانست پس از این همه درگیری با اسرائیل آنان را وادار به عقب نشستن از جنوب لبنان و آزاد کردن اسرا نماید. این حزب علاوه بر فعالیت‌های نظامی، فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و رسانه‌ای گسترده‌ای در لبنان دارد و تعدادی از نیروهای حزب‌الله در مجلس و دولت لبنان حضور دارند. حزب‌الله با ایران پیوندهای عمیقی دارد و از حمایت همه‌جانبه نظام ایران برخوردار است. ارتباط حزب‌الله با سوریه به عنوان یکی از محورهای مقاومت علیه اسرائیل همواره وجود داشته است و امروزه نیز حزب‌الله در کنار ارتش سوریه در حال نبرد با تکفیری‌ها و تروریست‌ها است. هسته اولیه حزب الله هستهٔ اولیه حزب‌الله و ساختار تشکیلاتی آن متشکل از اسلام گرایان، نیروهای حزب الدعوه به رهبری علامه سید محمدحسین فضل‌الله، شاخه دانشجویی حزب الدعوه، مسئولان جنبش امل، اعضای جنبش فتح به رهبری ابوجهاد (خلیل الوزیر) شکل گرفت. سید عباس موسوی در حمله هلی کوپترهای اسرائیلی به خودرو حامل وی و همسر و فرزندش در سال ۱۹۹۲ به شهادت رسید، شیخ صبحی طفیلی، شیخ راغب حرب، شیخ عبدالکریم عبید، سید حسین موسوی، سید حسن نصرالله، سید ابراهیم امین السید، شیخ حسین الکورانی، شیخ نعیم قاسم، شیخ محمد یزبک، حسین خلیل، محمد رعد و محمد فنیش از جمله افرادی بودند که از حزب الدعوه و جنبش امل وارد حزب‌الله شدند. ایدئولوژی و استراتژی حزب‌الله در نخستین بیانیهٔ رسمی خود چنین اعلام موضع کرد که تنها راه حل مشکلات لبنان، تأسیس جمهوری اسلامی است و تنها این شیوه حکومت است که می‌تواند متضمن عدالت و برابری برای آحاد شهروندان لبنان باشد. جنبش حزب‌الله به عنوان مهم‌ترین هدف، متعهد به جنگ علیه امپریالیسم غربی و بیرون راندن ایادی آن از خاک لبنان است. این گروه در جهت خروج کامل نیروهای آمریکایی و فرانسوی و سازمان‌های وابسته‌شان از لبنان از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد. جنگ با اسراییل مهم‌ترین دغدغۀ حزب‌الله است و این تنها مربوط به حضور ارتش اسراییل در لبنان نمی‌شود؛ بلکه، به عنوان یک هدف کاملاً مشخص نابودی کامل دولت اسراییل و استقرار حاکمیت اسلام بر بیت المقدس مد نظر ما می‌باشد. حزب‌الله برای نخستین بار پس از عملیات شهادت‌طلبانه شهید علی صفی الدین در تاریح ۱۹۸۴/۴/۱۲ میلادی، مسئولیت آن را بر عهده گرفت و در ۱۹۸۵ میلادی همزمان باعقب‌نشینی اسرائیل از صیدا طی بیانیه‌ای رسمی موجودیت خود را اعلام و ایدئولوژی و استراتژی خود را بیان نمود. متن این بیانیه توسط سید ابراهیم امین السید، سخنگوی وقت حزب در اولین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب در حسینیه شیاح بیروت قرائت شد. فعالیت سیاسی حزب‌الله لبنان با انتشار مرام‌نامه جدیدی در سال ۲۰۰۹، صراحتاً بر اجرای یک سیستم اسلامی بر پایه رأی مستقیم مردم تأکید نمود. در همین راستا، حزب‌الله تاکید کرد که نیل به مردم‌سالاری مبتنی بر رضایت مردم، یکی از اصول اساسی حکومت در لبنان باقی خواهد بود. بر این اساس، حزب‌الله لبنان از سال ۲۰۰۹ چهره‌ای سیاسی به خود گرفت و به‎طور جدی پا به عرصه‌ی رقابت‌های سیاسی گذاشت و در تمام انتخابات‌های پارلمانی و شهری لبنان حضور فعالی داشته است که برخی از آنها با پیروزی و برخی نیز با شکست همراه بوده است. در انتخابات پارلمانی ژوئن ۲۰۰۹ تمامی کاندیداهای حزب‌الله به پارلمان راه یافتند اما از آنجا که متحدان آنها در ائتلاف ۸ مارس موفق به کسب آرای مردم نشدند، گروه ۱۴ مارس تحت حمایت غرب با کسب ۷۱ کرسی پیروز انتخابات اعلام شد. اما به رغم شکست جریان ۸ مارس در این انتخابات، حزب‌الله لبنان و متحدین آنها در پی سقوط دولت سعد حریری در ژانویه ۲۰۱۱ به دلیل استعفای یازده وزیر متعلق به گروه ۸ مارس، توانستند دولت را در اختیار بگیرند و تاکنون نیز توانسته اند موقعیت سیاسی خود را حفظ نمایند.
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
انقلاب بحرین

انقلاب بحرین

تاریخ بحرین در چند دهه گذشته همواره مواجه با اعتراضات مداوم مردم علیه رفتار تبعیض آمیز و تمامیت خواه رژیم سلطنتی آل خلیفه بوده است؛ به نحوی که این کشور کمتر روی آرامش و ثبات سیاسی به خود دیده است. انقلاب 14 فوریه 2011 میلادی مردم بحرین هر چند سه روز پس از سقوط حسنی مبارک در مصر و همراه با موج خیزش‌های مسلمانان علیه رژیم‌های دیکتاتوری آغاز شد اما با نگاهی دقیق‌تر ریشه های این انقلاب مردمی را حداقل باید از دهه 1970 میلادی و نوع رفتار خاندان حاکم بر این کشور با مردم مورد مطالعه قرار داد.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

New node

New node

alwaght.com
گزارش

نوروز باستانی، از افغانستان تا اروپا

دوشنبه 30 اسفند 1395
نوروز باستانی، از افغانستان تا اروپا

نوروز، این آئین کهن ایرانی امروز فقط مختص جغرافیای ایران باستان نیست. از هند تا اروپا مردمان بسیاری نوروز را جشن می‌گیرند.

به گزارش الوقت، هزاران سال پيش، ساکنان سرزمين آريانا (ايران، افغانستان و تاجيکستان) روز اول سال و آغاز بهار را با برگزاری مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانی جشن می گرفتند و سرور وشادمانی در اين روز را به فال نيک گرفته و به برکت فيوضات آن، سالی را که پيش رو داشتند، نيک بخت می پنداشتند.

از روزگاران قديم تاکنون ساکنان اين سرزمين باستانی، قدرشنانی و بزرگداشت از نوروز تاريخی را فراموش نکرده و درهر عصر و زمانی از آن قدردانی وتجليل می کنند.

 

چرا "نوروز"؟

بعضی از پژوهشگران و سخن پردازان، ريشه تاريخی اين سنت بزرگ را به جمشيد شهريار بزرگ سلسله پيشدادی نسبت داده و نوروز را "نوروز جمشيدی" گفته اند.

در مجله فرهنگ آريانا، در باره نوروز از گفته های فردوسی شاعر بزرگ و توانای زبان پارسی چنين آمده است: "جمشيد بعد از يک سلسله اصلاحات اجتماعی، بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يک روز پيمود و آن روز ( روزهرمزد) از فروردين ماه بود. ( هرمزد روز اول فروردين را می گفتند) چون مردم اين شگفتی از وی بديدند جشن گرفتند وآن روز را "نوروز" خواندند".

همچنين، از زبان ابوريحان بيرونی نقل قول شده که گفته است: "نوروز از رسم های پارسيان است و نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت آن را "روزنو" ياد کرده اند، زيرا که پيشانی سال نو است و آنچه از پس او است، از اين پنج روز همه جشن هاست."

پيروان آيين زرتشت را عقيده بر آن است که در روز شش ماه فروردين زرتشت توفيق يافت که با خداوند مناجات کند، لذا اين روز را به نام "نوروز" جشن می گرفتند.

 

نوروز در شهرهای مختلف افغانستان

جشن نوروز در بسياری از نقاط افغانستان، باشکوهمندی خاصی برگزار می شود، در مزارشريف، در زيارتگاه منسوب به حضرت علی، جشن بزرگی به نام ميله های گل سرخ برگزار می شود و همه ساله، هزاران نفر از زايران آن زيارتگاه و علاقه مندان نوروز از نواحی مختلف کشور، حتی از کشورهای ايران و تاجيکستان و ديگر کشورهای آسيای ميانه به شهر مزارشريف می روند واين جشن ملی و پارينه را با شکوهمندی هرچه بيشتر برگزار می کنند.

در شهر کابل پايتخت نيز، ميله های نوروزی درمحلاتی به نام خواجه صفا، شاه شهيد، دامنه سخی ، کاريز مير، تپه زيبای استالف ، گلغندی چاريکار برگزار می شود.

در هرات نيز، مردم به اين مناسبت، روزهای اول سال و چهارشنبه اول سال و نيز در سيزدهمين روز از نوروز، در تفريحگاههای داخل و خارج شهر گردهم می آيند و جشن نوروز را گرامی می دارند.

از جمله سنتهای جشنهای نوروزی و آغاز سال نو، راه اندازی ميله سمنک (سمنو) درشب اول نوروز همراه با سرور و شادمانی و همچنين تهيه و توزيع آب هفت ميوه (هفت نوع آجيل که در افغانستان به نام ميوه خشک معروف است)، تهيه هفت سين هم در برخی نقاط افغانستان متداول است.

در روايات تاريخی آمده است که يک تن از اميران ازبکهای ماورألنهر بنام اميرعبدالله ديگ بزرگی را که از فلزات هفت جوش در شهر سمرقند ساخته شده بود، در سال ۱۰۵۰ هجری قمری به بلخ انتقال داد، در آن ديگ آب هفت ميوه گرفته می شد و در روز نوروز برای مردم توزيع می شد.

 

بر افراشتن "ژنده سخی"

يکی از سنتهای مردم افغانستان، به ويژه در شهر شمالی مزار شريف و نيز در کابل پايتخت، بر افراشتن ژنده (علم پوشيده از پارچه های سبزرنگ) است که به ژنده سخی معروف است.

بر اساس يک روايت تاريخی، درسال ۱۲۸۸ هجری که نايب محمدعلم خان در اطراف حرم (منسوب به حضرت علی در مزارشريف) ملحقات و خانه هايی اعمار کرد و چوب راست و محکمی را از جنگلهای ماورألنهر خواست و درساختن علم مبارک از آن کار گرفت که تا امروز مورد استفاده است.

 

جشن دهقان در روز اول سال

نوروز به مثابه سر آغاز فصل بهار ، با زندگی عينی مردم افغانستان پيوند داشته و بخش بزرگ از مردم اين کشور که کشاروز هستند، از آمدن فصل بهار و نوروز به گرمی استقبال کرده وصفحه جديدی از کار و فعاليت خود را آغاز می کنند، از اين روی کشاورزان با برگزاری مراسم ويژه ای از آمدن نوروز تجليل می کنند.

دولتهای افغانستان در دورانهای مختلف، به طور رسمی در برگزاری جشن نوروز سهم می گرفته اند، اما در سالهای حاکميت طالبان، هر گونه مراسمی که با نوروز و رسوم باستانی آن پيوند داشت، ممنوع و کفرآميز خوانده می شد، طالبان حتی تقويم هجری شمسی را که نخستين روز سال در آن نوروز است، باطل اعلام کرده و سال قمری را رسمی اعلام کرده بودند.

اما با توجه به آنچه در اين گفتار آمد، و با توجه به ژرفا و پهنايی که جشن نوروز به مثابه يک سنت پسنديده و پارينه ملی در تاريخ و فرهنگ افغانستان، دارد محال است که با ابراز عصبيت کسانيکه از مبدأ تاريخی و ارزشمندی فرهنگی آن آگاهی ندارند، نوروز از مردم افغانستان فاصله بگيرد و يا ازحافظه زمان محو شود.

واقعيتهای زندگی انسانی و اجتماعی مردمان اين سرزمين توأم بااستقبال هميشگی شان از فصل بهار به مثابه موسم کشت و کار و غرص نهال ” نوروز “ را همواره گرمی خواهد داشت.

اينک درآخرين بخش اين گفتار نوروزی، ابياتی چند از شاعران شيرين سخن حوزه تمدنی پارسی گوی را به استقبال از فصل بهار و جشن نوروز باستانی زمزمه می کنيم:

منوچهری:
آمدت نوروز وآمد جشن نوروزی فراز
کامگارا کارگيتی تازه از سرگير باز

مولوی
ای نوبهار عاشقان داری خبر از يارما
از تو آبستن چمن وی از تو خندان باغ ما

حافظ:
خوشتر زعيش و صحبت و باغ و بهار چيست ؟
ساقی کجاست گو سبب انتظار چيست؟

بيدل:
آتش رنگی که دارد اين چمن بی دودنيست
آب می گردد به چشم شبنم از بوی بهار

سعدی:
آدمی نيست که عاشق نشود فصل بهار
هرگياهی که به نوروز نجنبد حطب است

خليلی:
آمد بهار جان فزا با بويها با رنگها
با گريه ها با خنده ها با صلحها باجنگها

آئينه می بارد سحاب خورشيد می رقصد در آب
خواند فروغ ماهتاب درگوش گل آهنگها

گويی خمستان است خاک کزو برآيد سينه چاک
اين لاله های تابناک هريک قدح درچنگها

 

مراسم جشن نوروز در افغانستان از روز اول ماه حمل جشن گرفته می‌شود. آغاز مراسم جشن نوروز در افغانستان در شهر مزار شریف در شمال افغانستان از شکوه خاصی بر خوردار است و مردم از نقاط مختلف افغانستان از دیر باز تاکنون در آغاز فصل بهار خود را به شهر مزار شریف رسانده و در جوار بارگاه منسوب به مرقد امام علی(علیه السلام) جشن‌های نوروز را با بر افراشتن علم در کنار مرقد این امام همام آغاز می‌کنند.

همزمان با برافراشته شدن علم سخی در مزار شریف، ۲۱ گلوله توپ نیز به رسم احترام شلیک می‌شود.

زیارتگاه روضه مزار شریف تا ۴۰ شبانه‌روز پذیرای زائران است و بخصوص در روزهای چهارشنبه و شب‌های جمعه، ازدحام جمعیت در داخل و اطراف حرم به بیشترین حد خود می‌رسد.

باور عامیانه مردم افغانستان بر این است که امام علی(علیه السلام) در روز اول نوروز به خلافت رسیده است و لذا جشن‌های نوروز در این کشور با نام امام علی (علیه السلام) پیوند خورده است.

کابل از مناطق مهم دیگری است که زیارت سخی در آن انجام می‌شود و در آنجا نیز پرچم منسوب به مولا علی (علیه السلام) توسط علما، روحانیون و پهلوانان کابل در اولین روز ماه حمل همزمان با تحویل سال نو برافراشته شده و تا چهل روز که علم بر افراشته است، مردم به زیارت سخی آمده و به نیایش و دعا می‌پردازند.

در شهر «هرات» در غرب افغانستان نیز، مردم این شهر در روز اول ماه حمل به مساجد و تکایا می‌روند و آغاز سال نو را گرامی می‌دارند.

مردمان این شهر که در همسایگی ایران به سر می‌برند آغاز سال نو را با دعای تحویل سال در مساجد آغاز می‌کنند و در هنگام تحویل سال با دعا و نیایش از خداوند می‌خواهند که سال نو را سال خوبی برای آنها قرار دهد.

زیارت مزار «سلطان میر عبدالله الواحد شهید»، نواده امام حسن مجتبی (علیه السلام) و بنا به برخی منابع، پدر حضرت عبدالعظیم حسنی، در جنوب شهر هرات افغانستان، یکی از مهم‌ترین مناطقی است که در روز اول نوروز علم منسوب به امام علی(علیه السلام) در آنجا بر افراشته می‌شود و در هنگام دعای تحویل سال مردم ظرف‌هایی از آب را به زیارتگاه می‌آورند و بعد از پایان دعا، آن آب تبرک شده و دعا خوانده را به بیماران داده و از خداوند شفای بیمار خود را طلب می‌کنند.

در گذشته در افغانستان، جشن نوروز با نام‌هایی چون «جشن نوروز»، «عید جمشیدی» و یا «نوروز سلطانی» نامیده می‌شد و امروزه نیز با نام‌هایی چون «جشن نوروز»، «نوروز باستان»، «میله گل سرخ» و «عید نوروز» نامیده می‌شود.

نوروز در افغانستان نیز همانند دیگر کشورهایی که مبنای تاریخ شان سال خورشیدی است، جشن گرفته می شود. در شهر مزار شریف این جشن به نام میله گل سرخ، از اولین روز سال نو شروع می شود و تا چهل روز اول سال نو که لاله زارهای اطراف مزار منظره ای دل انگیز را می سازند، ادامه دارد.
 
در ولایت های غربی افغانستان این جشن از آخرین چهارشنبه سال قبل با راه اندازی جشن چهارشنبه سوری شروع می شود. در همه جاهای افغانستان با آمدن نوروز زندگی رنگ دیگری به خود می گیرد. مردم خانه تکانی می کنند و تلاش می نمایند همه سردی زمستان را با همه سنگینی زندگی از خانه خود بیرون کنند.
 
یکی از شهریان مزار شریف در مورد نوروز می گوید: «سال که نو می شود همه چیز باید نو شود. اخیرا موضوع تجلیل از سال نو و زندگی نو در افغانستان بیشتر شده، مردم از جنگ و خونریزی خسته شده اند و می دانند که دیگر از این پدیده چیزی برای شان حاصل نمی شود. امیدوارم در سال جدید 1391 مقامات کشوری مان هم با فکر نو وارد میدان شده و افغانستان را یک کشور نو با نوع زندگی نو برای مردم بسازند».
 
مقامات مزار از یکی دو ماه قبل از فرا رسیدن نوروز این شهر را برای وارد شدن هزاران اشتراک کننده در جشن نوروز آماده کردند تا جایی که چهره این شهر کاملا تغییر کرده است.

می شود گفت که بزرگترین و طولانی ترین جشن نوروز در مزار شریف است و همه مردم برای رخصتی های نوروزی شان به بلخ باستان می روند. مردم تقریبا چهل روز را در مزار شریف می مانند. تا زمانی تفریح ادامه دارد که دشت ها و کوه دامن های مزار مملو از لاله های سرخ می شود.
 
شماری از مردم افغانستان این روز را همانند عید فطر و عید قربان یک عید می دانند. منصور یکی از شهریان هرات در زمینه می گوید: «نوروز روزی است که باید همه غم ها را کنار گذاشت و سردی باقی مانده از زندگی را بیرون کشید. ما نباید در روز نوروز با هم کدورتی داشته باشیم، خداوند این روزها را به ما داده است که ما کینه ها را از خود دور کنیم و برادران اسلام به هم نزدیکتر باشیم.»


قدمت تاریخی نوروز
نوروز در افغانستان قدمت چند هزار ساله دارد و رسوم و آیین‌های ویژه نوروزی سال‌ها است که به خاطر تداوم جنگ و خشونت و افراط گرایی در این کشور نسبتا کم رنگ شده است. در متون تاریخی و اشعار تعداد زیادی از شاعران و فرهنگیان افغانستان می توان نشانه های زیادی را از نوروز پیدا کرد. اولین روز سال نو میان افغان ها به جشن دهقان نیز مشهور است .


سبزه و سبزه بدر
مردم در ولایت های غربی افغانستان در آستانه سال نو مقداری گندم را در یک ظرف تر می کنند و منتظر می مانند تا سبز شود. این سبزی را در خانه خود تا روز سیزدهم سال نو نگه می دارند و در روز سیزدهم (سبزده بدر) این سبزی را از خانه خود بیرون می کنند به باور این که نحس از خانه های آنان بیرون شود. البته این رسم بیشتر در ولایت های غربی افغانستان مرسوم است.


سمنک، جشن زنانه
در شب سال نو رسم بر این است که زنان در خانه ها گرد هم آمده و از گندمی که چند روز پیش تر کرده و جوانه زده است سمنک پخته می کنند. این جشن مخصوص زنان است و مردان نمی توانند در آن شرکت کنند. در این جشن زنان دف و دایره می زنند و این شعر را می خوانند:
سمنک در جوش ما کفچه زنیم/ دیگران در خواب ما دفچه زنیم 
 در این شب زنان حاجت می کنند و پیرترها برای دختران جوان که اکثریت شرکت کنندگان این جشن شبانه هستند دعا می خوانند و آرزو می کنند که بخت شان باز شود.


هفت میوه و هفت سین
آماده کردن سفره‌هفت سین و هفت میوه از دیگر رسم‌های ویژه نوروز در افغانستان است. هفت میوه ترکیبی از هفت نوع میوه خشک است. به طور معمول مغز بادام، چهار مغز، پسته، کشمش، زردآلو، سنجد و قیسی شامل هفت میوه می شود که برخی آن را خشک و برخی ها به صورت معجون آب دار درست می کنند.

خانواده‌های افغان در شب نوروز، غذای مفصل و خاصی نسبت به دیگر شب‌های سال پخته کرده و گرد هم نشسته می خورند. برخی اقوام هم در این شب گرد هم آمده شب سال نو و لحظه تحویل سال را کنار هم می مانند. مردم در این شب خروس سفید رنگی را ذبح کرده و همراه با سبزی و برنج پخته می کند. آنها بر این باور هستند که رنگ سفید نشانه خوشبختی و سعادت است و سفیدی خروس برایشان سال جدید مملو از خوش شانسی را خواهد آورد.
 
رنگ سبز علاوه بر مقدس بودن میان مردم افغانستان رنگ نیکی و خوبی است و به همین دلیل در سفره شب سال نو از سبزی استفاده می کنند تا در سال پیش رو انسان های خوبی باشند. ماهی کباب شده نیز از دیگر غذاهایی است که در شب نوروز طرفداران زیادی در بین خانواده‌های افغان دارد و در آستانه نوروز در بازارهای افغانستان فراوان پیدا می شود. در کل ماهی پزان، شیرینی فروشان، سبزی فروشان و بازار میوه در آستانه نوروز بیشترین درآمد را دارند.
 

نوروزی برای نامزد و تازه عروس
جوان هایی که هنوز در دوره نامزدی به سر می برند و در انتظار ازدواج هستند در شب نوروز به خانه پدر زن خود رفته و برای خانواده آنها هدیه می برند. هدایایی چون لباس، جواهر و حنا به همراه غذاهایی مانند ماهی، جلبی و کلوچه‌های متنوع برای تبریک عید و دادن عیدانه میان جوانان نامزد دار معمول است. خانواده عروس هم در مقابل، لباس مردانه و شرینی برای داماد آماده می‌کنند.
 

لباس نو و خانه تکانی
در آستانه نوروز، بازار فروش لباس در شهر کابل بسیار رونق دارد و مردان و زنان به ویژه کودکان برای خریداری لباس به بازارها می روند. مردم افغانستان معتقدند در حالی که طبیعت با آغاز بهار نو می‌شود و این زیبایی بر جان و روح انسان نیز اثر می‌گذارد باید چهره و پوشش انسان هم پاکیزه و تمیز شود.
 
خانه تکانی در آستانه نوروز از سنت‌های پسندیده افغان‌ها است. زنان افغان در آستانه‌نوروز با شستن فرش‌ها و گردگیری خانه‌ های خود تلاش می‌کنند تا پاکیزگی و نشاط را در آستانه بهار در خانه به وجود آورند. مردان خانواده هم بعضا برای نو ساختن شکل خانه تمام خانه را رنگ می کنند.
 

دید و بازدید و تفریح
تعطیلی عید نوروز در افغانستان فقط یک روز است اما در همین فرصت اندک نیز دید و بازدیدها در حد مقدور میان مردم این کشور انجام می شود. کشتی گیری، پهلوانی و بزکشی از جمله بازی هایی قدیمی هستند که در این روز میان بزرگترها علاوه بر بازی های جدیدی مثل فوتبال و کریکت در این کشور رواج دارد و مردم زیادی به تماشای این بازی ها می نشینند. انواع سرگرمی ها و تفریح های دیگر در روز نوروز در میان مردم رایج است.

 

نوروز در دیگر کشورها

اما فارغ از کشورهایی که نوروز عید ملی شان است در بسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز مراسمی برای رسیده فصل بهار دارند.
معمولا کشورهای اروپاییی که حوزه فرهنگی نژاد ژرمن هستند به دلیل همبستگی تاریخی با آریایی ها قبل از مهاجرت بزرگ ،جشنهایی همانند جشنهای ایرانی فصل بهار دارند.
در کشورهای اروپای مرکزی و جنوبی هم یا فرهنگ کشاورزی یا همانندی های عیدهای مسیحی با عث شده است که جشنهایی بهاری را شاهد باشیم. شباهت این رسوم با چهارشنبه سوری ،سیزده به در و مراسم نوروز بسیار جالب توجه است
یکی از این اعیاد عید پاک است.

عید پاک یا عید قیام یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی است که یکشنبه‌ای در ماه مارس یا آوریل است. مسیحیان بر این باورند که در این روز عیسی مسیح پس از اینکه به صلیب کشیده شده بود دوباره زنده شده و برخاست .

عید پاک در پایان هفتهٔ مقدسی است که عیسی وارد اورشلیم می‌شود و توسط سربازان رومی دستگیر و پس از تحمل مصائب و سختی‌ها بر فراز تپه جلجتا در اورشلیم مصلوب می‌شود. زمان این عید، برخلاف سایر اعیاد و مراسم، ثابت نیست و هر سال میان ۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل تغییر می‌کند.
بسیاری از آداب و رسومی که در عید پاک رواج دارد، با ریشه‌های کهن به آیین‌های اقوام دامدار و کشتکار می‌رسد. کل اسطوره مسیح، مرگ و رستاخیز او در آستانه بهار، یادآور جشن‌های باروری در آغاز تمدن بشر است.
یکی از رسوم بسیار رایج در عید پاک رنگ کردن تخم مرغ و خوردن آن است، که بی تردید معنای نمادین دارد.
روز عید به ویژه بچه‌ها تخم مرغ‌های رنگین را، که "خرگوش" در گوشه و کنار باغ پنهان کرده، پیدا می‌کنند و با لذت می‌خورند.
رنگ کردن تخم مرغ سنتی دیرین است، و احتمالاً اشاره به هنر رنگرزی عیسی مسیح است که جامه‌ها را به هر رنگی که می‌خواست در می‌آورد.
 

عید پاک در آلمان
گرچه عید پاک مهم‌ترین جشن مسیحیان به شمار می‌رود، اما به اعتقاد آلمانی ها نمادها و آداب این عید تنها تا اندازه‌ای ریشه در مذهب دارند. تخم‌مرغ، خرگوش و بره ویژه‌ی عید پاک از جمله نمونه‌هایی هستند که در آنها دین مسیحیت با آیین غیرمذهبی پیش از دوران مسیح در هم ‌تنیده است. اینکه عید پاک به یادآورنده‌ی رستاخیز عیسی مسیح است، نکته‌ای است که هر روز شمار کمتری از آلمانی ها از آن آگاهی دارند.
از دید بیولوژیکی رابطه‌ای میان تخم‌مرغ و خرگوش وجود ندارد، اما خرگوش حیوانی است که نویددهنده‌ی بهار است و همچنین به عنوان نماد کهن زایایی و باروری شناخته می‌شود.

رسم آتش عید پاک از آدابی است که ژرمن‌ها نیز با آن آشنایی داشتند. زبانه‌های آتش وسیله‌ای بوده است برای پایان بخشیدن به سرما و سختی‌های زمستان و همچنین راندن شیاطین و ارواح خبیثه. افزون بر این، گفته می‌شود که نور آتش خوشبختی می‌آورد. امروزه رسم بر آن است که در روستا‌های کوچک یا در جمع خانوادگی کوچک، آتشی به مناسبت عید پاک برافروخته شود.
برخی از رسم‌ها از جمله آوردن "آب عید پاک" کم و بیش از میان رفته‌اند. طبق این رسم، دختران جوان در شب پیش از یکشنبه عید پاک از رودخانه‌ای آب می‌آورند. این آب نماد زندگی است و اگر این دختران در حین رفت و برگشت به رودخانه سکوت کنند، زیبایی و زایایی آنان بیشتر می‌شود.
یکی از بازی‌های مرسوم در روزهای عید پاک، به ویژه در ایالت بایرن و در مناطق کناره رود راین این است که تخم مرغ‌ها را به هم بزنند و برنده آن کسی است که تخم‌مرغ او سالم بماند. البته این بازی ریشه‌ای دینی یا مذهبی ندارد.

 

جشن بهار سوئد
سوئدی ها برای فصول چهارگانه سال رسوم سنتی زیبایی دارند.
در فصل بهار دختر بچه‌ها پنج شنبه قبل از عید پاک، با رنگ آمیزی صورت خود و پوشیدن روسری و دامن های بلند و در هیبت جادوگران عید پاک به منازل مردم مراجعه می نمایند و با دادن کارت عید، شیرینی می گیرند. سمبل عید پاک در سوئد شاخه کوچکی از درخت توس رنگ آمیزی شده همراه با تخم مرغ های پر از شکلات و شیرینی عید پاک است.
پس از عید پاک نیز شب والپورگیس مناسبت دیگری است که ریشه در باورهای سنتی و دیرینه مردم دارد. درشب سی ام ماه آوریل، انبوه مردم به این مناسبت با پوشیدن لباس های سنتی بر روی تپه ها بالا رفته و با روشن نمودن آتش، سرود می خوانند و رسیدن بهار را جشن می گیرند.

 

فستیوال والپورگیس
فستیوال شب والپورگیس (Walpurgis) هر سال در کشورهای آلمان ، فنلاند ، سوئد ، نروژ و استونی برگزار می شود.این مراسم که در روز 30 آوریل برگزار می شود جز تعطیلات رسمی این کشورها می باشد و طبق باورهای خرافی در این شب ساحره ها در کوه " بروکن " با هم جلسه دارند.در این شب مردم لباسهای خاصی می پوشند و مراسم خاصی به جا می آورند. اشکال این جشن در سوئد در نقاط مختلف کشور و بین شهرهای مختلف متفاوت است اما خواندن آهنگ های سنتی از بهار، در سراسر کشور مشترک می باشد. این آهنگ عمدتا از قرن نوزدهم توسط دانش آموزان در جشن بهار خوانده می شد.

 

لاس فالاس
همه ساله در روز های آخر زمستان و به مناسبت فرارسیدن بهار از 15 تا 19 مارس در والنسیا(Valencia) با سوزاندن چوب و فشفشه بازی جشن گرفته می شود،که یکی از زیبا ترین و باور نکردنی ترین جشنها می باشد.در این جشن مجسمه هایی ساخته شده از چوب ، مقواهای ضخیم و... با شکلهای جالب از شخصیت های کارتونی،شکلکهای جالب ،شخصیت های سیاسی و... به آتش کشیده می شود و مردم از روی این آتشها می پرند و رقص و شادی می کنند که همانند چهارشنبه سوری است.

در این چند روز جشن از ساعت 8 صبح با رژه رفتن گروه های موسیقی و با صدای شیپور و طبل در کوچه و خیابان ها شروع می شود و در شب های آن نیز از پیر و جوان در بستر رودخانه والنسیا به آتش بازی می پردازند.

تاریخچه این جشن مربوط به قرون وسطی است ،زمانی که کارگاههای صنعتی اضافات کار خود اعم از چوب و کاغذ دور می ریختند ، عده ای این ضایعات را جمع آوری می کردند و در پایان زمستان به مناسبت فرا رسیدن بهار می سوزاندند کم کم نجاران با این ضایعات شکلکهای خاصی درست می کردند و مردم هم به این شکلکها که هر کدام منظور خاصی را می رساند لباس می پوشاندن و حتی آنها را رنگ آمیزی می کردند و به مرور زمان این سنت تبدیل به یک جشن زیبا که امروزه شاهد آن هستیم شد.

 

بوسو های مجارستان

در مجارستان هم مردم لباس هیولاهای ترسناک را به تن می کنند و با راه پیمایی خیابانی تا می توانند سر و صدا به راه می اندازند.

تاریخچه این جشن سنتی به قرن پانزده میلادی برمی گردد. بر اساس افسانه های تاریخی، مردم شهر برای مقابله با مهاجمان  خود را به شکل هیولاهای ترسناک درآوردند و آنها را از خود راندند.

این هیولاهای عجیب و غریب در زبان محلی بوسو خوانده می شوند و به نظر می رسند بر خلاف ظاهر عجیبشان، خیلی مهربان هستند.

در آخرین روز این جشن شش روزه، هیولاها تابوتی را که نماد زمستان است، بر دوش می گذارند و به آتش می سپارند.

آتش بازی از رسوم جالب توجه این جشن است که توجه همه را به خود جلب می کند همچنین انواع و اقسام خوراکی ها که خوردن آنها پاسداشت فراوانی و نعمت است.

 

در حالی که ايرانيان و ديگر مليت ها خود را کم کم برای انجام آيين ها و مراسم مقدماتی نوروز سال 96 خورشيدی آماده می کنند، از پارلمان اروپا هم خبر می رسد که اين مجلس اروپايی برای پنجمین  بار در حال تدارک و برپايی اين جشن بزرگ است.
پنج سال پیش بود که پس از نشست ها و بحث های فراوان، تلاش فراکسيون حزب سبزهای پارلمان اروپا سرانجام به نتيجه رسيد و اين مجلس اروپايی هم پذيرا شد که از سال ۹۱ خورشيدی ، نوروز را در شهر بروکسل به جشن بنشيند.
اگر چه برگزاری جشن نوروز سال ۹۱ خورشيدی در پارلمان اروپا با تلاش همه احزاب سبز در اروپا صورت گرفته، با اين امور اما از لحاظ اجرايی و سازماندهی جشن بزرگ نوروز را اتحاديه انجمن های ايرانی در اروپا بر عهده گرفته است.
 

 

تگ ها :

نوروز افغانستان ایران اروپا بهار

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

عکسهای منتخب هفته

عکسهای منتخب هفته