سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
جماعت اخوان المسلمين

جماعت اخوان المسلمين

جماعت اخوان¬المسلمين را مي¬توان مهم¬ترين جنبش اسلامي در جهان عرب طي قرن گذشته محسوب كرد. جنبشي كه حسن البنا در 1928 مصر پديد آورد، ايدئولوژي آن اسلام و در اصول سياسي و اجتماعي خواهان بازگشت به حكومت اسلامي در قرن هاي اوليه است. اين جماعت در زمان تأسيس و شكل‌گيري به عنوان جنبشي اسلام‌گرا در مقابل جريان‌هاي سكولار جهان عرب ظهور كرد. اساس و مبناي شكل‌گيري آن مبارزه با الغاي خلافت و جلوگيري از گسترش الگوي لائيك در جهان اسلام بود. در واقع، در شرايطي كه خلافت اسلامي در قالب امپراتوري عثماني در مركزيت جهان اسلام مضمحل شده بود و جريان‌هاي سكولار و ملي‌گراي عربي و تركي در حال رشد و عرض اندام بودند، حسن البنا با طرح دعوت اسلامي، جنبش جديدي را پايه‌گذاري كرد كه احياي مجدد خلافت در رأس امور و برنامه‌هاي سياسي آن قرار داشت و به همين دليل به كانوني براي جلب مسلمانان در داخل و خارج مصر تبديل شد. در حقيقت جنبش اخوان المسلمين را اصولاً بايد زائيده اوضاع سياسي و اجتماعي تاريخ معاصر مصر در پي رواج تفكر جدايي دين از سياست (سكولاريسم) در ميان روشنفكران و آهنگ احساسات ملي گرايانه براي اصلاح اين كشور در دوران اختناق بعد از انقلاب 1919 مصر بر ضد انگليس دانست. اهداف بنيان گذاران اين جنبش- به ويژه حسن البناء- از يك سو بر ايجاد تحول در اعتقادات اسلامي مسلمانان و بالاخص مصريان از حالتي ايستا و بي تحرك به سمت پويايي و حاكميت تعاليم شريعت بر زندگي اجتماعي و سياسي مصر و از سوي ديگر بر يگانگي مسلمانان در برابر استعمارگران غرب كه كشورهاي اسلامي را مورد تجاوز قرار داده بودند، دور مي زد. حسن البناء رهبر جنبش تلاش‌هاي خود را در سه مرحله «تبليغ»، «جذب و سازماندهي» و «مرحله عملي» آغاز نمود. اصولي كه حسن البناء بر آن اعتقاد داشت عبارت بودند از:1 ـ «اجتناب از جدال‌هاي مذهبي و فرقه‌اي» (از زماني كه جماعت تقريب بين مذاهب اسلامي تأسيس شد حسن البناء و ايت‌الله قمي در تأسيس آن سهيم بودند همكاري ميان اخوان‌المسلمين و شيعيان برقرار شد كه در نهايت به ديدار نوّاب صفوي در سال 1954م. از مصر منجر گرديد. حسن البناء در مراسم حج 1948 با ايت‌الله كاشاني ديدار كرد و ميان آنها تفاهم برقرار گرديد و برخي از دانشجويان شيعه كه در مصر تحصيل مي‌كردند به جنبش اخوان‌المسلمين پيوستند)؛ 2 ـ «سياست گام به گام»: در نگاه وي جنبش قبل از آن‌كه به هدف غايي خويش برسد، بايد اين مراحل را (تبليغ، بيان و تفسير؛ عمل و نتيجه‌گيري) را گام به گام طي نمايد؛ 3 ـ «استفاده از نيروهاي مختلف براي تحقق اهداف»؛ 4 ـ «برپايي حكومت اسلامي»: اخوان‌المسلمين حكومت را براي خود نمي‌خواهد، بلكه حامي كساني مي‌باشد كه بتوانند مسؤوليت حكومت را بر عهده بگيرند و قوانين قرآن را اجرا نمايند و اگر چنين فردي پيدا نشد، تشكيل حكومت يكي از برنامه‌هاي اخوان‌المسلمين خواهد بود؛ 5 ـ «مقاومت در برابر تجاوزگران». جنگ جهاني دوم و پيامدهاي مصر، روند تصاعدي نفوذ اخوان المسلمين را در مصر گسترش داد، تشكيلات اخوان المسلمين سازمان يافته‌تر و مواضع سياسي و ايدئولوژيك آنها منسجم‌تر گرديد. بعد از جنگ سازمان از وضع آشفتة حزب وفد استفاده نمود و خود را به عنوان سازمان انقلابي و مخالف نظام موجود معرفي كرد و پايگاه‌هاي توده‌اي حزب وفد را به سرعت تصرف كرد. بر اثر دسيسه‌ها و برخي اقدامات خودسرانه كه بعضي از افراد در سازمان عليه دولت انجام مي‌دادند، دولت در سال 1948م با سيزده مورد اتهام به سازمان در مورد فعاليت‌هاي تروريستي، توطئه عليه سرنگوني نظام سلطنتي مصر، جمع‌آوري مهمّات و... سازمان را منحل اعلام نمود و حسن البناء در توطئه‌اي سازمان يافته در فوريه 1949م ترور گرديد. اخوان‌المسلمين با توجه به رسالت فراكشوري خود كه به ويژه در مقابله با جهت گيري رو به گسترش ملي‌گرايي سكولار خلاصه مي شد؛ در مصر محدود نماند و به كشورهاي مختلف جهان عرب سرايت كرد و به تدريج در ساير كشورهاي عربي شكل گرفته و گسترش پيدا كرد. در اين زمينه دو مرحله را مي‌توان مشخص كرد. مرحله اول، رشد فزاينده توجه و تمايل به دنياي اسلام و به ويژه معضلات سياسي آن و درگيري مستمر با اين مشكلات؛ مرحله‌اي كه قبل از سال 1937 آغاز شده بود. مرحله دوم تاسيس شعب گوناگون اخوان‌المسلمين در خارج از مصر بود، به نحوي كه اين جنبش در حال حاضر در بسياري از كشورها بويژه در خاورميانه و شمال آفريقا، شاخه هاي اين جنبش فعال مي باشد.
گروه طالبان

گروه طالبان

طالبان به عنوان يكي از پديده‌هاي تاريخ معاصر افغانستان، در پي رقابت قدرت‌هاي بزرگ و پس از اشغال افغانستان توسط شوروي، در سال 1373 حكومت را در افغانستان به دست گرفت و با آموزش و حمايت‌هاي بي‌دريغ كشورهاي منطقه نظير پاكستان و عربستان سعودي تا سال 1380 در قدرت باقي ماندند. پس از اشغال افغانستان توسط شوروي در 7 دي 1357، مبارزان افغان به مبارزه عليه اشغالگران شوروي پرداختند و سرانجام نيروهاي ارتش سرخ در بهمن 1367 خاك افغانستان را ترك كردند. با خروج ارتش سرخ از افغانستان، ايالات متحده به قرارداد ژنو وفادار نماند و از مجاهدان افغاني به دليل رقابت و خصومت با شوروي حمايت كرد. بدين ترتيب افغانستان به ميدان رقابت قدرت‌هاي بزرگ در جنگ سرد تبديل شد. با پايان جنگ سرد و خروج شوروي از افغانستان و در پي تغييرات داخلي در پاكستان، اين كشور اقدام به تأسيس هزاران مدرسه ديني با گرايش سلفي ديوبندي كرد كه با حمايت كشورهاي عربي حوزه خليج فارس به ويژه عربستان همراه بود. نقش پاكستان در ايجاد، پرورش و حمايت از گروه افراطي طالبان كاملاً آشكار است. منافع ملي پاكستان در افغانستان نيز توسط گروه‌هاي دست‌نشانده پشتون كه در مناطق شمال غربي پاكستان و در مرز با افغانستان زندگي مي‌كنند، تأمين مي‌شود. زماني كه احزابي مثل حزب اسلامي حكمتيار ديگر نتوانستند خواسته‌ها و منافع پاكستان را تأمين كنند، گروه‌هايي از جنگجويان مناطق قبايلي پاكستان به رهبري بيت‌الله محسود در وزيرستان جنوبي متحد شدند و جنبش طالبان پاكستان را در دسامبر 2006 پايه‌گذاري كردند . به نظر مي‌رسد در تحليل شكل‌گيري طالبان بايد مؤلفه‌هايي مانند شكنندگي اجتماعي، سنت‌هاي پايدار و انعطاف‌ناپذير مذهبي، فقر فرهنگي و اقتصادي، تعصب قبيله‌اي و سلحشوري عشيره‌اي، سخت‌گيري اخلاقي، ساخت كشمكش‌پرور قومي، ملي و مذهبي و نيز دخالت بازيگران خارجي كه مقاصد، منافع‌، ديدگاه‌ها، اولويت‌ها و نگراني‌هاي نامتقارن، متفاوت و متعارض دارند، مورد توجه قرار گيرد. ايدئولوژي طالبان عقايد افراطي مذهبي دارند و به ديوبنديه كه به آموزه‌هاي وهابي نزديك مي‌باشد، وابسته‌اند. اين جنبش افراطي تاكنون توضيحات مشخص و واضحي درباره آرمان‌هاي خود نداده است؛ هر چند كه اعتقاد خود در تشكيل امارت اسلامي را به صورت آشكار اعلام مي كند. احمد رشيد در اين باره مي‌گويد: «شناخت پديده طالبان به دليل تعدد گروه‌هاي وابسته به آنها در مناطق قبايلي و آزاد پاكستان، ساختار سياسي، رهبري‌ و فرايند تصميم‌گيري، دشوار به نظر مي‌رسد. با اينكه در دين اسلام آيات و احاديث محكمي وجود دارد كه كشتن انساني بي‌گناه را به مثابه قتل همۀ انسان‌ها دانسته‌اند، اما حاميان و رهبران طالبانيسم ادعا مي‌كنند در راستاي اجراي دقيق قوانين و سنت اسلام و تشكيل خلافت و حكومت اسلامي به اين اقدامات دست مي‌زنند و پيروان خود را مقيد و ملزم به اطاعت از دستورهاي دين اسلام مي‌كنند». بنابراين مهم‌ترين اصل در انديشه سياسي گروه‌هاي بنيادگراي افراطي از جمله طالبان، احياي امارت اسلامي است. در حال حاضر، طالبان پاكستان كه به نوعي از اعقاب فكري جمعيت علماي هند به شمار مي‌رود، طرح احياي امارت اسلامي را در پاكستان دنبال مي‌كند. در تئوري خلافت و امارتِ مطلوب طالبان، مردم و احزاب جايگاهي ندارند. تعدادي از سران قبايل و نخبگان ديني با عنوان اهل حل و عقد گرد هم مي‌آيند و فردي را براي اين پست نامزد مي‌كنند؛ آن‌گاه تمام اختيارات كشور به شخص خليفه يا اميرالمؤمنين منتقل مي‌شود. مخالفت با مفاسد فرهنگ و تمدن غربي يكي از شعارهاي اساسي تمام گروه‌هاي اسلامي است؛ اما آنچه بنيادگرايي افراطي از نوع طالبان را از ساير گروه‌هاي اسلامي جدا مي‌سازد، نفي مطلق مدنيت غربي است. گروه‌هاي اسلامي ديگر نظير اخواني‌ها نقادانه به تمدن غربي مي‌نگرند و ضمن رد جنبه‌هاي منفي، از جنبه‌هاي مثبت آن استقبال مي‌كنند؛ اما طالبان و مكتب‌هاي ديوبندي و وهابي با هر نوع دستاورد تمدن غربي مخالفت مي‌كنند. برخورد غيرنقادانه در پذيرش يا نفي ‌فرهنگ غربي، مشكلات بي‌شماري به همراه دارد. مخالفت تعصب‌آميز طالبان با تلويزيون، وسايل تصويربرداري، لباس فرنگي، سينما و امثال آن نشانۀ آشكار روحيه ستيزه‌جويي آنان با مظاهر تمدن غربي است. طالبان تلويزيون و سينما را ابزاري شيطاني مي‌داند. مولانا فضل‌الله، رهبر طالبان پاكستان، نيز تلويزيون را ابزار لهو و لعب كه مشروعيتي در دين ندارد، دانسته است. گروه اجراي مقررات اسلامي يا تنفيذ الشريعه كه بر دره سوات مسلط شده‌اند، تحصيل را براي دختران در اين منطقه ممنوع كرده‌اند. به دستور مولانا فضل‌الله، بيش از 170 مدرسه و ساختمان دولتي در اين منطقه تخريب شده‌اند. در اعلاميه‌اي كه در 2 بهمن 1387 در روزنامه محلي دي نيوز پاكستان منتشر شد، طالبان پاكستان به طور كامل حضور دختران را در مدارس منطقه دره سوات ممنوع اعلام كرد. به اين ترتيب، بيش از 400 مدرسه خصوصي دخترانه بسته شد. دست‌كم 10 مدرسه دخترانه كه پس از 26 دي 1387 هم‌زمان با اتمام ضرب‌العجل اعلام‌شدۀ طالبان فعال بودند، در شهر مينگورا منفجر شدند و بيش از 170 مدرسه و ساختمان‌ دولتي مورد حمله قرار گرفتند. از پيچيدگي‌هاي اساسي بينش طالبان، روح تعبدگرايي و قداست‌بخشي به دستاوردهاي كلامي و فقهي پيشينيان است. بنيادگرايي افراطي دوران صدر و ميانه اسلام را دوره طلايي و مصون از هر نوع خطا تلقي و درباره تفاسير و تأويل‌هاي ديني اين دوره اعتقادي جزم‌گرايانه دارد. اجتهاد و انبساط تازه در اين مكتب جايگاهي ندارد و مردم عموماً موظف به پيروي مقلدانه از كلمات و گفتار علماي سلف هستند. برداشت صرفاً تقليدگرايانه آنها از دين سبب بدبيني و حتي دشمني آنان با الگوهاي زندگي رايج در دنياي معاصر جهان اسلام شده است. تنها الگوي مطلوب نزد بنيادگرايان افراطي، الگوي زندگي جوامع روستايي قرون اوليه اسلامي است. رفتار خشك و متحجرانه آنان با زنان و نوع نگرش‌شان به نقش اجتماعي و تربيتي زن در جامعه، ريشه در همين روح سلفي‌گري آنها دارد كه با ضروريات زندگي كنوني كاملاً بيگانه است. هم‌چنين تفسير آنان از مفاهيمي مانند توحيد و شرك، كه اساس انديشه كلامي بنيادگرايي افراطي را تشكيل مي‌دهد، در مغايرت آشكار با تفاسير رايج آن مفاهيم نزد ساير مكاتب اسلامي است.
رژيم صهيونيستي

رژيم صهيونيستي

شاباك يا به صورت مخفف شين بت يا شين بث، سرويس ضد اطلاعات و امنيت داخلي اسراييل است. شين بت خلاصه كلمه ‹‹خدمت به امنيت›› است. ايسر هرئيل از زمان شكل‌گيري اين سازمان تا سال 1952م. رئيس آن بود. نامبرده بعدها به رياست موساد هم رسيد. اين سازمان مسئول جمع آوري اطلاعات درباره سازمانهاي اطلاعاتي خارجي مربوط به دول دوست و دشمن و فعاليتهاي آنها و تأمين امنيت مقامات و تأسيسات اسراييلي، تحقيق درباره خرابكاري عليه دشمنان داخلي و خارجي، از جمله خرابكاري و تروريسم در اسراييل و خارج است.
وهابیت

وهابیت

وهابیت مسلکی است که در سال ۱۱۴۳ هجری قمری در شبه جزیره ی عرب بوجود آمده است و در بسیاری از اصول عقاید و احکام شرعی با مذاهب دیگر تفاوت دارد. پیروان این مسلک را «وهابی» گویند.
اكراد

اكراد

قوم كرد نژادي با سابقه اند ، اما خاستگاه اين قوم دقيقا روشن نيست و صاحبنظران در باره ي منشاء و خاستگاه آنان اختلاف جدي دارند . در مورد نژاد آنان نيز بحث و گفتگو وجود دارد ، عده اي نژاد آنان را توراني و سامي مي خوانند ، گروهي آنان را از نژاد آريايي و ايراني اصيل مي دانند . شماري از عوامل سياسي و تاريخي اين قوم را متفرقه و پراكنده ساخته كه هم اكنون در چند كشور كه مهمترين آن ايران ، تركيه و عراق است زندگي مي كنند .
شیعیان علوی

شیعیان علوی

علویان از اقلیت های مهم و موثر در جامعه ترکیه محسوب می شوند که حدود 20 درصد از جمعیت 78 میلیونی ترکیه را تشکیل می دهند. آنها در دوره امپراتوری عثمانی مورد سوظن شدید بودند و امنیت هویتشان به خطر افتاد و آسیب جدی دیدند اما دوره جمهوریت و آتاتورک را که حاکمیت بر مبنای سکولاریسم شکل گرفت؛ فرصتی برای بازنمایی هویتی یافته و با همراهی با حاکمیت از فضای تنش خارج شدند. هر چند که این اقلیت هیچ وقت نتوانست با هویت مکتبی خویش سهم سیاسی و فرهنگی در ترکیه کسب نماید. هویت سیاسی آنها بر مبنای مقتضات زمان، مکان و عوامل موثر بر آن، جلوه های متفاوتی داشته و از ملی گرایی تا چپگرایی سیالیت یافته است تا اینکه در یک دهه اخیر به شدت در تکاپوی هویت طلبی سیاسی خود هستند
New node

New node

انقلاب بحرین

انقلاب بحرین

تاریخ بحرین در چند دهه گذشته همواره مواجه با اعتراضات مداوم مردم علیه رفتار تبعیض آمیز و تمامیت خواه رژیم سلطنتی آل خلیفه بوده است؛ به نحوی که این کشور کمتر روی آرامش و ثبات سیاسی به خود دیده است. انقلاب 14 فوریه 2011 میلادی مردم بحرین هر چند سه روز پس از سقوط حسنی مبارک در مصر و همراه با موج خیزش‌های مسلمانان علیه رژیم‌های دیکتاتوری آغاز شد اما با نگاهی دقیق‌تر ریشه های این انقلاب مردمی را حداقل باید از دهه 1970 میلادی و نوع رفتار خاندان حاکم بر این کشور با مردم مورد مطالعه قرار داد.
New node

New node

روز جهانی قدس

روز جهانی قدس

undefined
تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

نقض حقوق بشر در یمن

نقض حقوق بشر در یمن

پرونده ای در مورد نقض حقوق بشر در یمن
alwaght.com
پرونده

بحران کشمیر؛ از شکل‌گیری تا نقطه انفجار

دوشنبه 28 مرداد 1398
بحران کشمیر؛ از شکل‌گیری تا نقطه انفجار
بحران کشمیر مسأله‌ای تاریخی در روابط هند و پاکستان محسوب میشود که گستره ای پر فراز و نشیب از تحولات را سپری است که بدون شناخت ابعاد مختلف  آن نمی‌توان به درک درستی از موضوع دست یافت

 

الوقت- این روزها روابط هند و پاکستان بر سر مسأله کشمیر به تیرگی و تنش گراییده است. این تنش‌ها پس از آن صورت گرفت که دولت راستگرای نارندا مودی اوایل ماه جاری میلادی (اوت 2019) در تصمیمی جنجال برانگیز لغو خودمختاری منطقه جامو و کشمیر و سپس حذف بند مربوط به اعطای خودمختاری به منطقه کشمیر از قانون اساسی این کشور را اعلام کرد. این اقدام با واکنش شدید دولت پاکستان روبه رو شد به صورتی که دولت اسلام آباد اعلام کرد: منطقه جامو و کشمیر را منطقه اشغال شده به دست هند تلقی خواهد کرد و وزیر امور خارجه پاکستان این اقدام را پاکسازی نژادی و مقدمه الحاق کشمیر به هند دانست و با هشدار به دهلی نو تهدید کرد که این امر می‌تواند به جنگ جدیدی میان دو کشور تبدیل شود. از طرف دیگر تظاهرات مردمی در کشمیر علیه این تصمیم هر روز ادامه دارد و دولت هند برای جلوگیری از این اعتراضات مقررات منع رفت و آمد را برقرار کرده است.

 

موقعیت جغرافیایی کشمیر

کشمیر درشمال غربی شبه جزیره هند و در دامنه کوههای هیمالیا قرار گرفته  است. موقعیت طبیعی آن به گونه ای است که سه رود مهم سند، پنجاب و جهلم از این منطقه سرچشمه میگیرد. این دو موقعیت طبیعی ویژه باعث شده آب و هوای کشمیر  معتدل و مطبوع باشد. پادشاهان ایرانی ، کشمیر را ابتدای بهشت می نامیدند. درعصر حاضر  لقب هارتلند را به آن نسبت داده اند و  به آن «بام آسیا »و قلب آسیا نیز گفته میشود. این  موقعیت راهبردی کشمیر باعث شده پس از  جدایی هند و پاکستان، هم این دو کشور و هم برخی کشورهای فرا منطقه ای به فکر تسلط و نفوذ بر کشمیر باشند.ایالت کشمیر قبل از تقسیم، از پنج بخش دره کشمیر، جامو ، لداخ ،بلتستان، یونچ و گیلگت تشکیل یافته بود در سال 1941 میلادی 402 هزار نفر جمعیت داشت که 77 درصد آنها مسلمان،20 درصد هندو و 3 درصد سیک و سایر اقلیت ها بودند.

 

پیشینه تاریخی کشمیر

کشمیر منطقه ای با پیشینه ی تاریخی بیش از چهار هزار ساله است.حدود 21 سلسله مختلف از هندو و بودایی تا قرن 14 هجری بر این منطقه حکومت کرده اند.با وجودی که محمود غزنوی 17 بار به کشمیر لشکر کشی کرد، اما کشمیر به دلیل ناهمواری های طبیعی فتح نشد.گرایش مردم کشمیر به اسلام مسالمت آمیز بود، ابتدا با سفر جهانگردان و بازرگانان مسلمان به کشمیر برخی از مردم بودایی این دیار به اسلام متمایل شدند با سفر صوفیان و روحانیون ایران و آسیای مرکزی، زمینه برای تغییر گسترده مذهب آماده شد. «ریچن» اولین شاهزاده کشمیری بود که حدود سال 719 هجری /1320 میلادی به اسلام مشرف شد و  از آن پس به سلطان صدرالدین معروف شد. علاوه بر ورود اسلام به کشمیر، نزدیک 50 نویسنده و 250 شاعر در کشمیر ظهور پیدا کردند و یک قرن پس از ورود اسلام به کشمیر، سلطان زین  العابدین فارسی را زبان دری(درباری )اعلام کرد.

پس از سلطه افغان ها بر کشمیر «سیک » ها که قومی از هندوها بودند 27 سال حکومت کردند و چندین جنگ نیز با انگلیسی ها داشتند. اما انگلستان که با موافقت نامه لاهور توانسته بود بر بخشهای زیادی از هند تسلط پیدا کند، کشمیر را به مبلغ هفت ونیم  میلیون روپیه طی موافقتنامه «امرتیسر»  به «راجا گلاب سینگ » یک حاکم وابسته فروخت.با وجود اکثریت مسلمان کشمیر، راجا گلاب سینگ شروع به بدرفتاری با مسلمانها کرد اولین اعتراضات گسترده مسلمانان در سال 1931 به رهبری «شیخ عبدالله » منجر به کسب برخی آزادی ها شد.بعد از جنگ جهانی دوم« لردمونتباتن»،آخربن  نائب السلطنه انگلیس 65 درصد کشمیر را بر اساس سه معیار مذهب،خواسته های اهالی ایالات و وضعیت جغرافیایی بین هند و پاکستان تقسیم نمود و 35 درصد باقی مانده را به عهده حاکمان هندو و مسلمان گذاشت که بین هند و پاکستان یکی را انتخاب کنند. از طرفی  بین  احزاب مسلمان در جدایی پاکستان از هند اختلاف وجود داشت، خروج یکباره انگلیس از هند پس از سال 1947 باعث شد مهاراجه در الحاق 35 درصد باقی مانده به پاکستان یا هند مردد شود با وخیم  شدن وضعیت کشمیر، مهاراجه به ایالت جامو پناه برد و به بهانه سند«امرتیسر»35 درصد باقی مانده را تحت سیطره هند درآورد. مردم مسلمان که این الحاق را توطئه ای بین انگلیس و هند میدانستند با آن مخالفت کردند وبه مبنای  اصلی تنش و درگیری های کشمیر تا امروز تبدیل شد.

 

اقتصاد کشمیر

کشاورزی شغل اکثر مردم جامو و کشمیر است. مهمترین محصول کشاورزی کشمیر برنج و برخی میوه ها نظیر سیب و زردآلو وگیلاس ا ست که جزو محصولات مهم صارداتی کشمیر محسوب میشوند. تولید برخی پارچه ها و ماهیگیری نیز بخش کوچکی از اقتصاد کشمیر تشکیل میدهد. ذخایری با وسعت کوچک از گاز طبیعی در نزدیکی شهر جامو و ذخایر بوکسیت در مجاورت شهر« اودامپور» یافت شده است. سایر ذخایر معدنی منطقه کشمیر ،سنگ آهک ، زغال سنگ ، روی و مس است. جاذبه های طبیعی کشمیر باعث شده تا گردشگری و جذب تروریست نیز رفته رفته به یکی از منابع اقتصادی کشمیر تبدیل شود اما به دلیل مشکلات امنیتی و بلاتکلیف بودن رژیم حقوقی این منطقه نسبت به جامعه بین  المللی، هنوز گردشگری و جذب توریست نتوانسته جایگاه واقعی خود را در کشمیر بدست آورد. در مجموع بیکاری در کشمیر زیاد است و هنوز از ظرفیتهای اقتصادی این منطقه استفاده بهینه نشده است.

 

کشمیر پس از تقسیم

کشمیر در حال حاضر بین سه کشور هند، پاکستان و چین تقسسیم شده است. دو ایالت «گلگت »و«بلتستان» تحت عنوان کلی تر کشمیر شمالی با حدود یک میلیون جمعیت و 99 درصد مسلمان  زیر نظر پاکستان قرارگرفته و از جنوب و شرق با کشمیر هند هم مرز است.این مناطق به 5 شهرستان تقسیم شده است و شهرهای  روندو و کلتری و کرمنگ در« بلتستان» و نگر در «گلگت» کاملا شیعه هستند. منطقه دیگری از کشمیر که زیر نظر پاکستان اداره می‌شود تحت عنوان «کشمیر آزاد» به  مساحت۱۳۲۷۹۷ کیلومتر مربع درغرب منطقه کشمیر واقع شده که  از شمال و غرب با کشمیر شمالی منتهی می‌شود . قومیت‌های مختلف آن «سوداها»، «راجپوتها»، «گوجرها» و «جت ها» هستند. اکثریت مسلمان این منطقه سنی مذهب بوده و از نظر اداری ریاست مستقل و حکومت مخصوص به خود دارد؛ به این شکل که پاکستان آنرا کشوری مستقل می داند و تنها وظیفه حفاظت از آنرا برعهده دارد و پایتختی به نام «مظفرآباد» دارد.

 کشمیر هند از دو ایالت مهم «جامو»و«کشمیر» با حدود ۱۰۱٬۴۳۷ کیلومتر مربع وسعت تشکیل شده و  بالغ بر 12میلیون جمعیت دارد. پایتخت تابستانی کشمیر هند «سرینگر» و پایتخت زمستانی آن «جامو» است.

قسمت سوم کشمیر تقسیم شده «اقصای» به معنی دور افتاده در اختبار چبن قرار دارد به  دلیل شکل طبیعی و آب و هوای سخت خالی از سکنه است، اما چون تبت را به سین کیانگ و هندوستان متصل می‌کند از اهمیت راهبردی برخوردار است. قرار گرفتن در محدوده یک «کمربند -یک جاده» چین  باعث شده در سال‌های اخیر از اهمیت بیشتری برخوردار شود. هندوستان به دلایلی مرزهای تعیین شده در زمان دولت هند بریتانیا را سندی بر حاکیمت خود بر منطقه اقصا می‌داند اما چین این علامت‌ها را نامفهوم وغیرقابل استناد اعلام میکند بنابراین گسترش تنش در هر منطقه از  کشمیر ، خواسته با ناخواسته پای چین را نیز به مساله باز می‌کند.

 

جنگ‌های کشمیر و قطعنامه های سازمان ملل

پس از الحاق غیر رسمی  35 درصد بلاتکلیف کشمیر به هندوستان، در سال 1947 500 هزار نفر از مسلمانان کشمیر هند به نشانه اعتراض به پاکستان پناهنده شدند در بین  راه مورد تهاجم سیک ها و برخی قبایل قرار گرفتند که باعث خشم مسلمانان«یونچ » و سرنگونی حکمران محلی آنها شد. دولت هند با توجه به اکثریت مسلمان منطقه جامو دست به کشتار گسترده 300هزار مسلمان زد ، پاکستان این روز را «روز سیاه » اعلام کرد و 20 لشکر قبیله ای  تحت حمایت پاکستان به سمت جامو کشمیر حرکت کردند. این در حالی بود که  ارتش هند و پاکستان تازه تاسیس شده بودند.

پس از آن كه ارتش پاکستان تا مدتی فقط از لشکرهای قبیله ای پشتیبانی لجستیک میکرد از وضعیت لجستیک خارج و به کمک ارتش قبیله ای شتافت.70 درصد جامو و کشمیر به اشغال ارتش پاکستان درآمد در نهایت با ورود سازمان ملل و قطعنامه 121 که به نوعی ترک مخاصمه بود، دو سوم این منطقه تحت کنترل در آمد و درآن قطعنامه از دو کشور خواسته شد رفراندامی در بین مردم منطقه کشمیر برگزار شود که می خواهند به هند ملحق شوند یا پاکستان؟ نیروهای حافظ صلح سازمان ملل طبق این قطعنامه تاکنون در منطقه حضور دارند. آدميرال«چستر نیمیتز»آمريکايي به عنوان رئیس برگزاري همه پرسي از سوی سازمان ملل تعیین شد، به دليل اينکه دولتهاي هند و پاکستان نتوانستند  براساس قطعنامه سازمان ملل ، خلع سلاح موفقی انجام دهند، نیمیتز نتوانست همه پرسی را برگزار کند.

در سال 1950 طی قطعنامه دوم سازمان ملل،قاضی استرالیایی«اوون دیکسون» پیشنهاد همه پرسی را تنها برای دره کشمیر داد اما مورد موافقت طرفین واقع نشد. در سال 1965 «ایوب خان » ژنرال پاکستانی با در نظر گرفتن درگیری های بین هند و چین تصمیم گرفت با حمله ای سریع، کشمیر را به پاکستان ملحق کند اما دو طرف با دادن تلفات بسیار با دخالت سازمان ملل پذیرفتند به مرزهای 1948 برگردند. پس از درگیری های سال 1971 که به جداشدن بنگلادش منجر شد وضعیت بین دو کشور بر سر مساله کشمیر پیچیده تر و بغرنج تر شد. توافقنامه دومی با وساطت سازمان ملل در سال 1972 به نام "شمیلا" میان دو کشور  امضا شد که براساس آن خط آتش بس که در توافقنامه 1948 تعیین شده بود به عنوان خط کنترل تصویب شد. این خط به عنوان خط مرزی پذیرفته نشد. در سال 1999 پس از تعدادی آزمایشات اتمی دو کشور، جنگی دیگر بر سر کشمیر، در شمالی ترین  منطقه به نام «گارگیل » بین دو کشور در گرفت. با طولانی شدن جنگ و تجهیز هر دو طرف به سلاح اتمی، از ترس گسترش یک جنگ نابود کننده تمام عیار، احتیاط دو کشور باعث شد میانجی گری ها پذیرفته شده و درگیری تمام شود. این جنگ برای پاکستان حدود 400 کشته و هند500 کشته بر جای گذاشت و هیچکدام نیز مسئولیت آغاز حمله را نپذیرفتند.

به دلیل رودهای پرآب منطقه کشمیر، تنشهایی نیز بر سر منابع آبی بین هند و پاکستان بوجود آمد. در سال 1960 بر اساس پیمان رودخانه سند (ایندوس) توافق کردندکه هند می تواند از آب رودخانه های شرقی شامل «روی»«بیس»و«سولتج » استفاده كند و پاکستان از آب رودخانه های غربی (ایندوس، جهلم و چناب) استفاده کند. سال گذشته پاکستان مدعی شد، در پی حمله هوایی ناکام هند، دهلی نو در پی آن بوده تا سهمیه آب پاكستان از رودخانه «چناب» را قطع کند. اگر چه جنگ کارگیل آخرین  نبرد شدید برسر کشمیر بوده است اما همچنان تنش ها بین دو طرف وجود داشته تا کنون هفتاد هزار نفر در درگیری های این منطقه کشته شده اند. اواخر بهمن 97 با حمله گروه «جیش محمد» به کاروان نظامی هند 44 نظامی کشته شدند هند اسلام آباد را متهم کرد در این حمله دست داشته است و با حمله هوایی به مقر برخی نیروهای شبه نظامی «جیش محمد» به تلافی آن بر خواست و پاکستان نیز دو جنگنده هندی را به بهانه نقض حریم هوایی، هدف قرار داد.

 

احزاب و گروه‌های سیاسی کشمیر

در جریان مبارزات سال 1931 مسلمانان توانستند حزب«کنگره اسلامی» و«کنگره وطنی » را تا سال 1938تشکیل دهند اما اختلافاتی بین این احزاب وجود داشت که باعث سو استفاده حاکمان غیر مسلمان  میشد سه گرایش  عمده سیاسی در کشمیر بر اساس علائق ژئوپلتیک شکل گرفته است. 1-گرایش به هندوستان 2-گرایش به پاکستان 3- گرایش به خود مختاری .به دلیل بافت مذهبی کشمیر هندو برخی مسائل تاریخی و سوابق جتگهای گذشته ، اکثر احزاب مذهبی خواهان الحاق به پاکستان هستند از جمله احزاب مهم کشمیر میتوان از احزاب زیر نام برد:

جبهه آزادیبخش جامو کشمیر(jklf)  توسط امان الله خان  تاسیس شد و درسال 1994 به یک سازمان مبارز تبدیل شد که هم در کشمیر هند هم  در کشمیر پاکستان شعبه دارد. شعبه کشمیر هند به ریاست یاسین مالک از سال 1995 از خشونت دست کشید و به روشهای صلح آمیز روی آورد . حزب دموکراتیک جامو و کشمیر (jkdfp)  توسط هاشم قریشی و شبیراحمد شاه به عنوان یک حزب جدایی طلب و طرفدار خود مختاری جامو و کشمیر در سال  1998 تاسیس شد.حزب دموکراتیک خلق جامو و کشمیر(pdp) در سال 1999 توسط مفتی محمد سعید با هدف  جدایی طلب و خودمختاری شکل گرفت.حزب کنفرانس ملی جامو و کشمیر(ncp)  در سال 1939 توسط شیخ عبدالله تاسیس شد و اکنون توسط نوه او عمر عبدالله به عنوان یک حزب میانه رو و خواهان خود مختاری فعالیت  میکند. حزب خلق جامو کشمیر(jkpp) ژوئیه 1990 تحت  نظر سردار محمد خان  با هدف تلاش برای  استقلال کشمیر تاسیس شد1 -از ديد احزاب طرفدار خود مختاری، کشمیر بخشي از سرزمين شبه قاره هند بوده، اما تحت حاكميت جداگانه ای قرار داشته است. اگرچه مردم کشمیر مسلمان هستند اما با مردم پاکستان تفاوت های  دارند ، با توجه به ریشه های ناریخی تداوم سلطه هند بر کشمیر غیر ممکن و الحاق آن به پاکستان نیز حساسیت های هندوها و هندوستان را در پی دارد؛ بنابراین تنها راه حل ممکن  از نظر این احزاب ،موافقت  دو کشور با استقلال کشمیر است.

سایر احزاب مهم عبارتند از سازمان حریت که در سال 1993 به عنوان اتحادی  از 26 سازمان سیاسی اجتماعی و مذهبی در کشمیر با هدف الحاق کشمیر به پاکستان شکل گرفت. حدود  100 گروه مسلح و غیر مسلح به عنوان سازمان حریت تحت نظارت آی.اس.آی  ارتش پاکستان  فعالیت میکنند. لشکر طیبه در سال 1994 در مارکاز تاسیس شد. هسته اولیه آن به صورت  سازمانی شبه نظامی توسط «حافظ محمد سعید» شکل گرفت.حزب المجاهدین از سال 1989 میلادی شروع به فعالیت کرد این حزب بزرگترین و گسترده ترین حزب مذهبی برای مبارزات مردمی کشمیر است رهبری فعلی آن سید صلاح الدین است که در پاکستان ساکن است. «جیش محمد» یک سازمان شبه نظامی است که در کشمیر فعالیت  میکند اما مقر آن در پاکستان است. هدف اصلی این گروه الحاق مناطق کشمیر تحت حفاظت هند به پاکستان و اداره آن زیر چتر یک حکومت اسلامی است. از سال 2002 فعالیت آن رسما ممنوع شداما به طرق مختلف همچنان به  فعالیتهایی قبلی خود ادامه میدهد حضور این گروه‌ها در کشمیر بعد از کودتای ضیا‌ءالحق در پاکستان آغاز شد.

 

دخالت قدرت‌های فرامنطقه ای در کشمیر

ریشه و اساس تنش‌های کشمیر با دخالت انگلستان و فروش کشمیر به «راجا گلاب سینگ»  در ۹ مارس ۱۸۴۶ شروع شد. مطابق با این قرار داد دولت انگلیس برای همیشه ایالت جامو و کشمیر کنونی را به ماهاراجه گلاب سینک و خاندان او به قیمتی معادل ۷.۵ میلیون روپیه وقت فروخت. از این مبلغ ۵ میلیون هنگام امضای توافق و ۲.۵ میلیون تا پیش از اول اکتبر ۱۸۴۶ می بایست تحویل انگلیسی ها شود.

قبل از جدایی پاکستان از هند ، انتخاب سرنوشت کشمیر به دست مردم و حاکمان آن موکول شد اما «گلاب سینگ» با ادعای اشغال کشمیر توسط عشایر پاکستانی «تاتان» طی نامه‌ای به مقامات بریتانیا از آنها خواست که وارد منطقه کشمیر شوند. محتویات مبهم نامه و محرز نشدن ادعای آن باعث شده تا عده ای از کارشناسان جلوگیری از الحاق کشمیر به پاکستان را توطئه ای بین انگلیس و هندوستان بدانند ؛ علت چنین استدلالی این است که اگر طبق توافقات قبلی به همه پرسی رجوع می شد با توجه به درصد زیاد مسلمانان کشمیر، آنها پاکستان را برای الحاق انتخاب می‌کردند. البته اختلاف بین احزاب اصلی مسلمان قبل از جدا شدن پاکستان نیز در این مساله بی تاثیر نبود. با وجودی که پس از اولین جنگ هند و پاکستان قطعنامه سازمان ملل تعیین سرنوشت جامو و کشمیر را بر عهده مردم این  دو منطقه گذاشت اما همچنان اجازه یک همه پرسی و انتخابات آزاد داده نمی شود.

با جایگزین شدن آمریکا در مناقشات کشمیر به جای انگلیس، ایالات متحده نیز راه انگلستان را در پیش گرفت و با حمایت از هسته ای شدن هند و سپس پاکستان، ابعاد جدیدی به مساله کشمیر داد. با توجه به اینکه بخشی از طرح اقتصادی بزرگ یک کمربند و یک جاده چین، از شمال کشمیر می‌گذرد هند این طرح را یک اتحاد استراتژیک بین دو رقیب خود یعنی چین و پاکستان می‌داند. آمریکا نیز از نزدیک شدن دو قدرت بزرگ  چین و هند هراس دارد و نقش کشمیر را مانند فلسطین بین اعراب و اسرائیل و تنشهای شبه جزیره کره و دریای چین جنوبی برای نفوذ خود می‌داند. بنابراین از رقابت هند با چین استفاده کرده و از موضوع کشمیر برای گرفتن امتیاز از هند بهره می برد. در واقع واشنگتن یک منازعه مدیریت شده را بیشتر در راستای منافع خود می‌بیند تا اینکه مساله کشمیر برای همیشه حل شود.

علاوه بر دخالت قدرت های فرامنطقه ای می توان در موضوع بحران کشمیر نقش قدرت های منطقه ای را نیز مشاهده و ردگیری نمود. دخالتهای عربستان باعث شده تا مخالفت برخی مسلمانان در کشمیر رنگ و بوی تروریستی به خود بگیرد. عربستان از گسترش ایدئولوژی وهابیت به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف و منافع سیاست خارجی استفاده می‌کند و در این مسیر پاکستان همواره یکی از مقاصد اصلی ترویج این ایدئولوژی توسط سعودیها بوده است. سال گذشته کریس مورفی یکی از اعضای کنگره آمریکا ددر یک مصاحبه مطبوعاتی  گفت: در پاکستان 24 هزار مدارس دینی وجود دارد که از میان این 24 هزار مدارس، چند هزار مدارس به گونه ای هستند که از عربستان سعودی کمک مالی دریافت می‌کنند. وی افزود این امر موجب افزایش ناامنی و تروریسم در پاکستان شده است. همچنین می توان به نقش آفرینی اسرائیل در بحران کشمیر اشاره کرد. اسرائیل نیز در یکی از جنگها با فروش تسلیحات سعی در تاثیرگذاری بر کشمیر داشت. در سال 2017 صنایع هوا فضای اسرائیل قراردادی دو میلیارد دلاری برای تجهیز ارتش و نیروی دریایی هند به سامانه های موشکی امضا کرد. در این رابطه روزنامه «ایندیپندنت» در اواسط اسفند ماه سال گذشته در تحلیلی به قلم «رابرت فیسک»، روزنامه نگار شناخته شده، نوشت: «اسرائیل به خاطر تحریک کردن هند، در افزایش تنش‌ها میان این دو کشور(هند و پاکستان) نقشی اساسی و گسترده‌ای داشته است

 فیسک در این نوشته تاکید کرده بود: «اسرائیل طی ماه‌های اخیر همواره با حمایت از حزب قومی «بهاراتیا جاناتا»، ائتلاف خطرناکی را علیه اسلام و مسلمانان تشکیل داده است. البته به طور رسمی و در برابر افکار عمومی، هیچ طرفی به وجود این ائتلاف اعتراف نمی‌کند. یکی از نمودهای اصلی آن را می‌توان در تبدیل شدن هند به بزرگ‌ترین بازار تسلیحات اسرائیلی مشاهده کرد.»

فیسک یادآور شده بود: «این مسئله تصادفی یا ‌اشتباهی نبود که رسانه‌های هندی پس از دور جدید تنش‌ها میان هند و پاکستان، از بهره‌گیری ارتش هند از موشک‌های «رافائل اسپایس 2000» که نوعی موشک‌ هوشمند اسرائیلی است، خبر دادند.»

در همین راستا همچنین طی روزهای اخیر «زهرا نقوی» دبیر شعبه زنان مجلس و عضو پارلمان ایالت پنجاب به نقش اسرائیل در آموزش سرکوب مسلمانان کشمیری اشاره کرده است.

 

خودمختاری کشمیر در حقوق هند

پس از آنکه نشانه های درگیری در کشمیر ظاهر شد مهاراجه وقت کشمیر به پاکستان و هند پیشنهاد توقف اقدامات (Standstill Agreement)در کشمیر را داد، پاکستان این پیشنهاد را پذیرفت اما هند واکنشی خنثی نسبت به آن نشان داد. بعد از الحاق جامو و کشمیر به هند، جواهر لعل نهرو تلگرافی به »لیاقت علی خان» نخست وزیر وقت پاکستان فرستاد و اعلام کرد هند هیچ گونه تمایلی برای تحمیل تصمیمی بر مردم کشمیر ندارد و نظر مردم را خواهد پذیرفت اما چنین امری بعد از برقراری صلح و نظم و قانون محقق میشود. وقتی قبل از دخالت نظامی پاکستان مردم مسلمان منطقه «پونج » مورد حمله قرار گرفتند و اوضاع متشنج شد هند خود را ملزم به تعیین تکلیف کشمیر نمی‌دید زیرا صلحی نیز محقق نشده بود در این  حال با شروع اولین جرقه های جنگ اول هند و پاکستان در سال 1948، مهاراجه کشمیر از هند درخواست کمک نمود. هندوستان ارسال کمک را مشروط به کنترل بخش دفاعی، سیاست خارجی و ارتباطات کشمیر توسط هند و واگذاری سایر اختیارات به خود کشمیر کرد.

این توافق در اصل 370 قانون اساسی هند و بند35A  گنجانده شد که بر اساس آن مسئولین کشمیر خرید املاک توسط غیر کشمیری ها و مسئولیت های اداری توسط ساکنان غیر کشمیری، که بعد از سال 1954 به کشمیر مهاجرت کرده اند را ممنوع کردند. هند در قبال اختیاراتی که در کشمیر بدست آورده بود این حق را برای کشمیر به رسمیت شناخت. مجلس موسسان جامو و کشمیر این اختیار را داشت که بندهایی از قانون اساسی هند را برای اعمال در جامو و کشمیر گزینش کند یا کل بند 370 را لغو کند؛ اما مشکل اصلی حقوقی از جایی شروع شد که مجلس موسسان بدون پیشبینی لغو قانون فوق ، پس از موافقت با آن منحل شد و مواد مذکور به عنوان یک بند دائمی در قانون اساسی هند ماندگار شد. با روی کار آمدن ترامپ ، او کمکهای 255 دلاری نظامی به پاکستان را به حالت تعلیق درآورد. از طرف دیگر افزایش تنش چین با آمریکا ، باعث شد تا هند شرایط را برای لغو خودمختاری تصریح شده درماده 370 را مناسب ببیند. روز سه شنبه 6 اوت/15 مرداد مجلس« لوک سیهای» هند لایحه ای را تصویب کرد که منطقه جامو و کشمیر را از وضعیت  ایالت به اتحادیه سرزمین با مجلس محلی تغییر می‌دهد و «لداخ » نیز به سرزمینی مجزا بدون پارلمان محلی  تبدیل می شود.

 

نقش احزاب هند در مساله کشمیر

در هند احزاب به سه رده محلی ، ملی و منطقه ای (ایالتی) تقسیم میشوند. در کشورهای جهان سوم که از دل استعمار ظهور کردند احزاب ملی نقش موثری در انسجام کشور ایفا میکنند مانند حزب ملی هند(INC)  که در سال 1885 تاسیس شد و با عضویت گاندی اعتبار ویژه ای پیدا کرد و توانست 4 دهه حکومت را در هند در اختیار داشته باشد پس از آن ، حزب بهاراتیا جاناتا (BJPکه با صبغه ناسیونالیستی در سال 1980 تاسیس شد. از نظر »مایرون واینر و جوزف الپالومبارا» احزاب مدرن در کشورهای کمتر توسعه بافته با چند بحران اساسی دست و پنجه نرم میکنند از جمله این بحرانها بحران مشروعیت، هویت ملی و همگرایی است بنابراین احزابی مانند بی.جی.پی برای دوام و ماندگاری در صحنه سیاسی هند نیازمند خلق سازوکارهایی برای کسب هویت ومشروعیت حداکثری هستند. واقعه تخریب مسجد بابری و دخالت بی جی پی در آن برای استفاده از احساسات ناسیونالیستی مردم هند نمونه ای از چالش فوق بود اگرچه پس از این واقعه تعدادی از اعضای ارشد بی جی پی محاکمه شدند اما ساختار این حزب به گونه ای است که برای رقابت با سایر احزاب بر احساسات ناسیونالیستی استوار است. «نارندا مودی» یک هفته قبل از رقابت سنگین انتخابات هفت مرحله ای هند در 9 آوریل/20 فروردین قول داد در صورت پیروزی در انتخابات حقوق ویژه مسلمانان کشمیر را لغو کند. این در حالی بود که از سال 2014 که هند مذاکرات امنیتی با پاکستان را لغو کرد درگیری های سه روزه شدیدی بین شبه نظامیان و دولت هند شکل گرفت  و از آن زمان تا کنون موازی با کنش گری حزب بهاراتیا جاناتا ،خشونتهای ملی گرایان هندی علیه اقلیتهای مذهبی شدت یافته است. بلومبرگ پس از لغو خودمختاری کشمیر درگزارشی با تاکید بر اینکه این مساله باعث تقویت جایگاه مودی در داخل هند شده است، نوشت: « این اقدام برای تبدیل کردن کمشیر به یک منطقه متحد همچون دهلی نو پایتخت هند به دولت فدرال نارندرا مودی نخست وزیر هند امکان کنترل کامل بر تشکیلات پلیس محلی این ایالت را می‌دهد».

 

نقش احزاب و نهادهای سیاسی  پاکستان در مساله کشمیر

ارتش پاکستان نقش ویژه ای در ساختار سیاسی و سیاست خارجی دارد. ارتش پاکستان از همان ابتدا با دو ماموریت مهم شکل گرفت یکی بازگرداندن کشمیر به پاکستان و دوم اجرای شریعت اسلامی در قالب یک حکومت اسلامی. «عایشه صدیق» از اعضای مجلس پاکستان در کتابی که در سال 2007 با عنوان «پاکستان اقتصاد ارتشی » تالیف نموده ،تاکید میکند: نظامیان پاکستان در اکثر صنایع این کشور داراي سهام و سرمایه هستند به گونه اي که امروزه در صنایعی مانند نفت و گاز، صنعت شکر و برنج از نقش تعیین کننده ای برخوردارند». قانون اساسی پاکستان نیز امتیازات ویژه‌ای به ارتش می‌دهد به گونه ای که اکثر روسای جمهور پاکستان از ژنرال‌های ارتش بوده اند که خود از طریق کودتا قدرت را در دست گرفته است. بنابراین هویت، حیات و حیثیت ارتش پاکستان وابسته به پیروزی در مساله کشمیر است.  لذا نگرش ارتش پاکستان این است که کوتاه آمدن در این مساله می‌تواند ارتش پاکستان را در ضعیف ترین موقعیت از تاریخ استقلال پاکستان تا کنون  قرار دهد. از حدود 20 حزب پاکستان دو حزب «مسلم لیگ» و «مردم» احزاب اصلی محسوب میشوند به گونه ای که پاکستان در حقیقت دارای  ساختار دو حزبی است.

حزب مسلم لیگ را «محمد علی جناح» در سال 1906 تاسیس کرد و حزب مردم پاکستان نیز توسط «ذوالفقار علی بوتو» در سال 1967 پایه گذاری شد .به دلیل جایگاه تاریخی حزب مسلم لیگ و اعتبار «محمد علی جناح» به عنوان بنیانگذار استقلال پاکستان، این حزب معمولا اکثریت را در دست دارد. هر فردی بخواهد در مساله کشمیر که خط قرمز ارتش پاکستان است، کوتاه بیاید ارتش بدون تردید این حزب یا فرد را از قدرت کنار میزند. روی دیگر قدرت ارتش پاکستان ،فساد و سواستفاده برخی مقامات ارتش در صحنه سیاسی پاکستان است که  از سال 2008 تا سال 2017 باعث اوج گیری نارضایتی عمومی شده بود. عمران خان نخست وزیر کنونی و موسس حزب تحریک انصاف با وعده مبارزه با فقر و فساد توانست با کسب 110 رای از 269کرسی مجلس پاکستان به نخست وزیری برسد؛ بنابراین عدم حمایت ارتش و دو حزب اصلی از او در بحران کشمیر می‌تواند باعث سقوط دولت او شود بنابراین عمران خان برای جلب حمایت ارتش باید حداکثر درایت را در مساله افغانستان که خط قرمز دیگر ارتش است به خرج دهد. در این راستا او سعی می‌کند در روند صلح افغانستان نظر مشترک ارتش پاکستان و آمریکا را مشترکاً بدست آورد و از این طریق بتواند از موضعی قوی در حل مساله کشمیر با هند روبرو شود. او پیش از جلسه شورای امنیت نیز با ترامپ گفتگو کرد و در سخنرانی تلوزیونی ورود پرونده کشمیر به شورای امنیت را یک پیروزی برای پاکستان قلمداد کرد.

 

سناریوهای آِینده کشمیر

به دلیل ریشه های ناسیونالیستی و مذهبی نهادهای اصلی تاثیرگذار دو کشور در پرونده کشمیر یعنی ارتش پاکستان و حزب بی. جی. پی، این دو نهاد برای حل تنش فعلی باید پاسخ مناسبی برای افکار عمومی خود داشته باشند. اگر هند شروع به پاکسازی قومی یا حتی حذف نمادهای اسلامی و هویتی کشمیر کند، واکنش‌های هویتی و قومی خشونت‌باری در کشمیر شروع میشود و زمینه برای رشد گروه‌های تروریستی نظیر داعش و کنار رفتن احزاب میانه رو فراهم خواهد شد و همچنین پاکستان به سه دلیل قومی، دینی و سیاسی خود را ناچار به ورود جدی به مساله خواهد دید. این امر با توجه به هسته ای بودن دو کشور، ابعاد بین المللی پیدا می‌کند. بنابراین همچنان باید برای حل بحران کشمیر را بر اساس یکی از سناریوهای ذیل جستجوکرد.

در موافقت نامه« سیملا »که در سال 1972 به امضای طرفین رسید بر انجام مذاکرات دو طرف برای حل مشکل تاکید شد. محتمل ترین سناریوها برای کشمیر برگزاری همه پرسی یا قبول استقلال است. برای استقلال کشمیر سه طرح ارائه می شود که شامل:

1 -بازگشت وضعیت جامو وکشمیر به شرایط قبل از سال 1947 و تبدیل شدن به کشوری مستقل با توافق پاکستان و هند. چالش این سناریو نداشتن زیرساختهای اقتصادی و سیاسی قوی در جامو و کشمیر برای تشکیل یک کشور مستقل درحال حاضراست؛

2-ایالات جامو و کشمیر تحت یک ارگان بین المللی به صورت کشور مستقل اداره شود. این سناریو محتاج گفتگو و مذاکرات طولانی و پیوسته است و باید اعضای شورای امنیت نیز  در آن به یک اجماع برسند؛

3-جامو و کشمیر تحت یک کنفدراسیون مشترک هندی-پاکستانی اداره شود. این گزینه به دلیل بی اعتمادی دو کشور و عدم اجماع سایر کشورهای منطقه برای به عهده گرفتن کنفدراسیون کمتر محتمل است، علاوه بر آن انتخاب چنین گزینه ای برای هند و نارندا مودی، عقب نشینی از وضعیت قبلی کشمیر محسوب می‌شود.

4- با این حال سناریوی چهارمی نیز وجود دارد که تقسیم منطقه تحت نزاع بین هند و پاکستان و الحاق مناطق تقسیم شده به خاک دو کشور است. با توجه به ترکیب جمعیتی جامو، لداخ و دره کشمیر که به ترتیب 67 و 95 درصد مسلمان دارند این گزینه باعث الحاق دو ایالت به پاکستان و احتمالا یک ایالت به هند می شود و در این بین نیز باید جابجایی‌هایی در جمعیت سه ایالت صورت بگیرد که ممکن است خود باعث مشکلات اجتماعی جدیدی شود. بنابراین موجه ترین گزینه تا کنون برای سازمان ملل برگزاری همه پرسی در منطقه تحت نزاع است.

 

تگ ها :

جامو و کشمیر هند پاکستان جنگ‌های کشمیر اقتصاد کشمیر مذاکرات کشمیر قطعنامه‌ سازمان ملل درباره کشمیر بازیگران بین‌المللی لغو خودمختاری ارتش پاکستان BJP

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

ژست‌های مختلف معترضان عراقی

ژست‌های مختلف معترضان عراقی